ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی 22

سال 1347، در یک نگاه
فشار روزافزون رژیم، هر چند نیروهای مبارز را در تنگنایی سخت قرار می‌داد، با این همه، در همین تنگنا نیروها پالایش می‌شدند. در این پالایشِ طبیعی، همچنان تنها عناصری به نهضت وفادار می‌ماندند که شخصیتی استوار داشتند.چه جای تردید که باید یک مبارز را با چنین ویژگی،از هزاران تماشاچی متزلزل ارزشمندتر داشت. چنین بود که در سخت‌ترین شرایط اختناق که نمایندگان حضرت امام در قم، چونان دیگر استوانه‌های نهضت، تبعید و زندانی بودند و مدارس علوم دینی- از جمله مدرسه حاج ابوالفتح تهران- با دسیسه سازمان اوقافِ آلتِ دستِ ساواک به حال تعطیل درآمده بود، آری در فضایی چنین، عناصر وفادار به نهضت، هیچ فرصتی را در تعقیب هدف‌های مبارزه نادیده نمی‌گرفتند. از درج آگهی تسلیت و برگزاری مراسم یادبود، تا مجالس سوگ و سرور اهل بیت، از ورزشگاه امجدیه، تا مراسم مذهبی با شکوه و جهان شمول حج، از کمک به زلزله زدگان خراسان، تا امداد مبارزان فلسطین- که بدین منظور حسابی با امضای حضرات آیات علامه طباطبایی، شهید مطهری و سید ابوالفضل موسوی زنجانی افتتاح و رسماً اعلام شده بود.در همین زمان، کودتای حزب بعث را در عراق که طی آن حسن البکر رئیس‌جمهور شد، در مجموع باید-در آن شرایط- به سود نهضت ارزیابی کرد.
تبدیل جلسات مذهبی به پایگاه مبارزه
هر چند که سیاسی شدن مساجد و حسینیه‌ها را از پی آمدهای حماسه 15 خرداد- در همه جای کشور- باید به حساب آورد، اما حضور او در تهران فصل دیگری است از این داستان:
از مسجد قائمیه در پل سیمان و جلسه قرائت قرآن در حسین آباد بی‌بی زبیده-جنوبی‌ترین نقطه تهران-تا جلسات پی در پی و پر شور هیئت انصار الحسین و مسجد هدایت- در مرکز شهر-تا حسینیه ارشاد در شمال تهران، همه جا مردم با عشق و عطش از سخنرانی‌هایش استقبال می‌کردند و امید می‌گرفتند.این جلسات لبریز از شور و نشاط تا چندی، به رغم ممنوع المنبر بودن او و پی گیری‌های ساواک، ادامه داشت.
گفتنی است این سخنرانی‌ها از دو نظر-در آن سال- مهم و ارزشمند بود:
1- از نظر سیاسی، که نقش آن در فروزان داشتن آتش مبارزه، بی‌نیاز از هر توضیح است.
2- از نظر فرهنگی، با توجه به حضور جدی‌تر سازمان‌های مخفی و متشکل وابسته به مارکسیست‌ها و جریان کمونیستی در صحنه، و ترویج ایدئولوژی الحادی در میان نسل جوان.
پیوند با دانشجویان مبارز خارج کشور
تلاش در تحکیم و تعمیق پیوند با نهادها و نیروهای مبارز در فراسوی مرزها- که فراهم شدن زمینه آن از ارزشمندترین دست آوردهای حماسه 15 خرداد است-فصلی دیگر از کارنامه اوست، هرچند انعکاس آن در گزارش‌های ساواک بسیار کم رنگ است، و از آن کم رنگ تر- که بسا ردیابی آن جز در بایگانی خاطره‌ها امکان پذیر نباشد- پیوند اوست با نهادها و سازمان‌هایی که در آن روزگار پرچمدار مبارزه با اسرائیل بودند. – خاطره سودمند شماره 99 تا 116 در این زمینه.
جمع بندی مسائل عمده نهضت در سال 48
با هوشیاری و متانت حضرت امام از یک سو، و روند تحولات ایران و عراق از دیگر سو، پیش بینی‌های کارشناسان ساواک تحقق نیافت و سرنوشت، رهبر نهضت اسلامی را بر بلندای مرجعیت جای داد. آنچه در این سال بر ابهت و شکوه حضرت امام می‌افزود، موضع گیری‌های بهت آورش در دفاع از آیت‌الله حکیم و ایرانیان مقیم عراق بود که از سوی حزب بعث مورد اهانت و آزار بودند.آتش سوزی مسجدالاقصی در این سال احساسات هواداران نهضت اسلامی را شعله ور ساخت.در همین حال، جدایی روحانیت سنتی از نهضت و راه امام، که هر روز نمایان و نمایان‌تر می‌شد، به جریاناتی دیگر فرصت حضور بیشتر و بیشتر در صحنه مبارزه می‌داد؛ جریاناتی که در براندازی رژیم با نهضت اسلامی هم سویی داشتند، در حالی که برای آینده کشور خواب و خیال‌هایی دیگر می‌پروراندند.در این میان، عالِم نمایانی که ترس خود را از رژیم با توجیهاتی چونان دفاع از ولایت سرپوش می‌نهادند، روحانیت مبارز را تخطئه و تضعیف می‌کردند؛ این همه در حالی بود که نشانه‌های ظاهری بیانگر استواری رژیم بود، با موقعیت بسیار مطلوبی از نظر سیاست خارجی و روابط بین‌الملل.
طرح شعار حکومت اسلامی
در جمع بندی آنچه بدان اشارتی رفت، تصویری از مسائل سال 48 در نگاه می‌نشیند که مواضع و عملکرد حضرت امام را جلوه و درخششی ویژه می‌دهد:
حضرت امام از یک سو با فرود آمدن نهیب فریاد بر سر عالِم نمایانِ مخالف مبارزه- با عنوانِ روحانیونِ درباری-به تقویت روحانیت مبارز می‌پردازند، از سوی دیگر، با طرحِ شعارِ حکومت اسلامی- با عنوان ولایت فقیه- بر سینه خیل نامحرمانی که بیم آن می‌رفت که در صفوف مبارزه رخنه کنند دست رد می‌زنند و همچنان با طرح بحث‌های اخلاقی، معنویتِ مبارزه را مورد تاکید قرار می‌دهند و در تضعیفِ گرایش به مادیگری- که در آن روزها آفت نهضت بود- می‌کوشند. و او سخت می‌کوشید که با آنچه در آن روزها بر ایران می‌گذشت، کاستی‌ها را جبران کند، جای خالی رفیق‌های نیمه راه را پر کند، نسل جوان را یاری دهد و آتشِ مبارزه را را با کمک در پخش پیام‌های رهبر، فروزان نگه دارد. این همه، در شرایطی بود که عوامل اطلاعاتی رژیم با همه امکانات، او را در منظر خود داشتند و می‌کوشیدند هر گامجایش را با صد نگاه پی گیرند.
او نیز از یک سو در هدایت نیروها و پیش گیری از سوءِ استفاده‌ها، به هر بهانه و با هر شعار، می‌کوشید، و از سوی دیگر با حضور در جلسه‌های تشکل یافته روحانیت مبارز در جهت گسترش و تقویت جبهه هوادار نهضت و امام تلاش می‌کرد.هم زمان با سخنرانی‌های پی در پی در مسجد هدایت، هیئت انصارالحسین، جلسه‌های خصوصی و مسجد همتِ تجریش- که رفته رفته، به صورتِ پایگاه دیگری برای نهضت درآمده بود- حضور نسلی نو و بالنده را در فرازی حساس از تاریخ پاسداری می‌کرد.به این همه، باید تلاش‌های ظریف‌تری را افزود که نیازهای نو به نو مبارزه زمینه سازشان بود و می‌بایست چنان انجام شود که نه تنها از چشم و گوشِ دشمن و عناصر مشکوک، که حتی از چشم و گوش بسیاری از دوستان، پنهان باشند؛ در این مورد به نمونه‌ای بسنده می‌شود که از آن انعکاسی کم رنگ در اسناد به جای مانده است، و بیش از این را تنها باید از بایگانی خاطره‌ها فراکشید:
در پی طرح بحث ولایت فقیه در نجف، نخستین گامی که برای تکثیر جزوه‌های آن برداشته شد، با اطلاع و حمایت بی‌دریغ او بود.با این همه، واکنش او در جلسه دوستان صمیمی چنان بود که گویی کمترین اطلاعی در این زمینه ندارد.

*فشار روزافزون رژیم، هر چند نیروهای مبارز را در تنگنایی سخت قرار می‌داد، با این همه، در همین تنگنا نیروها پالایش می‌شدند
*تلاش در تحکیم و تعمیق پیوند با نهادها و نیروهای مبارز در فراسوی مرزها- که فراهم شدن زمینه آن از ارزشمندترین دست آوردهای حماسه 15 خرداد است-فصلی دیگر از کارنامه اوست
*حضرت امام از یک سو با فرود آمدن نهیب فریاد بر سر عالِم نمایانِ مخالف مبارزه- با عنوانِ روحانیونِ درباری-به تقویت روحانیت مبارز می‌پردازند، از سوی دیگر، با طرحِ شعارِ حکومت اسلامی- با عنوان ولایت فقیه- بر سینه خیل نامحرمانی که بیم آن می‌رفت که در صفوف مبارزه رخنه کنند دست رد می‌زنند

همیشه سخت ترین نمایش،به بهترین بازیگر تعلق دارد،شاکی سختیهای دنیا نباش،شاید تو بهترین بازیگر خدایی.   (علی یاری)