ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

زندگی نامه امام حسن عسکری (ع)

نام مبارک : حسن

لقب معروف : عسکری

کنیه : ابومحمد

پدر : امام هادی(ع)

مادر : سلیل

زمان ولادت : 8ربیع الثانی232هجری قمری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت :

زمان شهادت : 8ربیع الاول260هجری قمری

محل شهادت : سامراء

مرقد شریف : سامراء

 

امام حسن عسكرى(ع) يازدهمين پيشواى شيعيان، در سال 232هجری قمری چشم به جهان گشود.پدرش امام دهم، حضرت هادى - عليه السلام - و مادرش بانوى پارسا و شايسته، «حُدَيثه»، است   كه برخى، از او بنام «سوسن» ياد كرده‏اند (3). اين بانوى گرامى، از زنان نيكو كار و داراى بينش اسلامى بود و در فضيلت او همين بس كه پس از شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - پناهگاه و نقطه اتّكاى شيعيان در آن مقطع زمانى بسيار بحرانى و پر اضطراب بود.

از آنجا كه پيشواى يازدهم به دستور خليفه عباسى در «سامّرأ»، در محله «عسكر»سكونت (اجبارى) داشت، به همين جهت «عسكرى» ناميده مى‏شود .

از مشهورترين القاب ديگر حضرت «زكى»  وكنيه‏اش «ابو محمد» است. او 22 ساله بود كه پدر ارجمند ش به شهادت رسيد. مدّت امامتش 6 سال و عمر شريفش 28 سال بود، در سال 260 ه.ق به شهادت رسيد و در خانه خود در سامّرأ در كنار مرقد پدرش به خاك سپرده شد.

دوران زندگی

به طور كلى دوران عمر 29 ساله امام حسن عسكرى ( ع ) به سه دوره تقسيم ميگردد :

·       دوره اول 13 سال است كه زندگى آن حضرت در مدينه گذشت.
·       دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت .
·       دوره سوم نزديك 6 سال امامت آن حضرت ميباشد .

 خلفاى معاصر حضرت

امام عسكرى - عليه السلام - در مدت كوتاه امامت خويش با سه نفر از خلفاى عباسى كه هر يك از ديگرى ستمگرتر بودند، معاصر بود، اين سه تن عبارتند از:

1-       المعتزّ بالله (252 – 255)

2-       المهتدى الله(255 – 256)

3-      المعتمد بالله(256 – 279)

خلفاى عباسى كه روز نخست به نام طرفدارى از علويان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بنى اميه قيام كردند، آنچه را كه قبلاً به مردم وعده داده بودند، ناديده گرفته و مانند خلفاى بنى اميه و بلكه بدتر از آنان ستمگرى و خود كامگى را آغاز كردند.

اوضاع سياسى، اجتماعى عصر امام عسكرى (ع)

خلفاى عباسى از هر گونه اِعمال فشار و محدوديت نسبت به امامان دريغ نمى‏كردند و اين فشارها در عصر امام جواد و امام هادى و امام عسكرى علیهم السلام در سامّرأ به اوج خود رسيد. شدّت اين فشارها به قدرى بود كه سه پيشواى بزرگ شيعه كه در مركز حكومت آنها (سامّرأ) مى‏زيستند، با عمر كوتاهى جام شهادت نوشيدند: امام جواد در سن 25 سالگى، امام هادى در سن 41 سالگى و امام عسكرى علیهم السلام در سن 28 سالگى كه جمعاً 92 سال مى‏شود؛ و اين حاكى از شدّت فشارها و صدمات رسيده بر آنها مى‏باشد. ولى در اين ميان، فشارها و محدوديتهاى زمان امام حسن عسكرى(ع) به دو علّت، از دو پيشواى ديگر بيشتر بود:

1-در زمان امام عسكرى - عليه السلام - شيعه به صورت يك قدرت عظيم در عراق درآمده بود و همه مردم مى‏دانستند كه اين گروه به خلفاى وقت معترض بوده و حكومت هيچ يك از عباسيان را مشروع و قانونى نمى‏داند، بلكه معتقد است امامت الهى در فرزندان على - عليه السلام - باقى است، و در آن زمان شخصيت ممتاز اين خانواده امام حسن عسكرى - عليه السلام - بود. گواه قدرت شيعيان، اعتراف وزير معتمدعباسى، به اين موضوع است. توضيح اينكه پس از شهادت حضرت امام حسن عسكرى(ع) برادرش جعفر «كذّاب» نزد عبيد الله رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار، من در برابر آن ساليانه بيست هزار دينار به تو مى‏دهم. وزير به او پرخاش كرد و گفت: احمق! خليفه آن قدر به روى كسانى كه پدر و برادر تو را امام مى‏دانند، شمشير كشيد تا بلكه بتواند آنان را از اين عقيده برگرداند، ولى نتوانست، و با تمام كوششهايى كه كرد توفيقى به دست نياورد، اينك اگر تو در نظر شيعيان امام باشى نيازى به خليفه و غير خليفه ندارى واگر در نظر آنان چنين مقامى نداشته باشى، كوشش ما، در اين راه كوچكترين فايده‏اى نخواهد داشت.

2-خاندان عباسى و پيروان آنان، طبق روايات و اخبار متواتر، مى‏دانستند مهدى موعود (عج)كه تار و مار كننده كليه حكومتهاى خود كامه است، از نسل حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - خواهد بود، به همين جهت پيوسته مراقب وضع زندگى او بودند تا بلكه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند (همچون تلاش بيهوده فرعونيان براى نابودى موسى!) چنانكه در جريان شهادت امام توضيح خواهيم داد.

به دلائل ياد شده در بالا، فشار و اختناق در مورد پيشواى يازدهم فوق العاده شديد بود و از هر طرف او را تحت كنترل و نظارت داشتند. حكومت عباسى به قدرى از نفوذ و موقعيت مهم اجتماعى امام (ع)نگران بود كه امام(ع) را ناگزير كرده بود هر هفته روزهاى دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود.

دربار عباسى به قدرى وحشت داشت كه به اين مقدار كفايت نكرد، بلكه «معتز» امام(ع) را بازداشت و زندانى كرد  و حتى به «سعيد حاجب» دستور داد امام (ع)را به سمت كوفه حركت داده و در راه او را به قتل برساند، ولى پس از سه روز، تركان، خودِ او را به هلاكت رساندند.

پس از او «مهتدى» نيز امام (ع)را بازداشت و زندانى كرد و تصميم به قتل حضرت داشت كه خداوند مهلت نداد و تركان بر ضدّ او شوريدند و وى را به قتل رساندند.

ابعاد هفتگانه فعاليت امام عسكرى (ع)

امام عسكرى، با وجود همه  فشارها و كنترلها و مراقبتهاى بى وقفه حكومت عباسى، يك سلسله فعاليتهاى سياسى و اجتماعى و علمى در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افكار ضد اسلامى انجام مى‏داد كه مى‏توان آنها را بدين گونه خلاصه كرد:

1-  كوششهاى علمى در دفاع از آيين اسلام و ردّ اشكالها و شبهات مخالفان، و نيز تبيين انديشه صحيح اسلامى،

2-  ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان مناطق مختلف از طريق نمايندگان و اعزام پيكها و ارسال پيامها،

3-  فعاليتهاى سرّى سياسى بر رغم تمامى كنترلها و مراقبتهاى حكومت عباسى،

4-  حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، بويژه ياران خاص خود،

5-  تقويت و توجيه سياسى رجال و عناصر مهم شيعه در برابر مشكلات،

6-  استفاده گسترده از آگاهى غيبى براى جلب منكران امامت و دلگرمى شيعيان،

7-  آماده سازى شيعيان براى دوران غيبت فرزند خود امام دوازدهم.

 

1-  كوشش هاى علمى‏

گرچه امام عسكرى به حكم شرائط نامساعد و محدوديت بسيار شديدى كه حكومت عباسى برقرار كرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح كل جامعه نشد، اما در عين حال، با همان فشار و خفقان شاگردانى تربيت كرد كه هر كدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثرى داشتند.

«شيخ طوسى» - ره - تعداد شاگردان حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت كرده است. كه در ميان آنان چهره‏هاى روشن، شخصيتهاى برجسته و مردان وارسته‏اى مانند: احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، عبدالله بن جعفر حميرى، ابو عمرو عثمان بن سعيد عَمرى، على بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم مى‏خورند كه شرح خدمات و كوشهاى آنان در اين كتاب نمى‏گنجد و زندگينامه پر افتخار و آموزنده آنان را مى‏توان در كتب رجال خوان.

علاوه بر تربيت اين شاگردان، گاهى چنان مشكلات و تنگناهايى براى مسلمانان پيش مى‏آمد كه جز حضرت امام حسن عسكرى(ع) كسى از عهده حل آنها بر نمى‏آمد. امام (ع)در اين گونه مواقع، در پرتو علم امامت، با يك تدبير فوق العاده، بن بست را مى‏شكست و مشكل را حل مى‏كرد.

2- ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان‏

در زمان امام عسكرى - عليه السلام - تشيع در مناطق مختلف و شهرهاى متعددى گسترش و شيعيان در نقاط فراوانى تمركز يافته بودند. شهرها و مناطقى مانند: كوفه، بغداد، نيشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، يمن رى آذربايجان، سامّرأ، جرجان و بصره از پايگاههاى شيعيان به شمار مى‏رفتند. در ميان اين مناطق، به دلائلى، سامرّأ، كوفه بغداد قم و نيشابور از اهميت ويژهاى برخوردار بود.

گستردگى و پراكندگى مراكز تجمع شيعيان، وجود سازمان ارتباطى منظمى را ايجاب مى‏كرد تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يك سو، و ارتباط آنان را با همديگر از سوى دوم برقرار سازد، و از اين رهگذر، آنان را از نظر دينى و سياسى رهبرى و سازماندهى كند.

اين نياز، از زمان امام جواد(ع)احساس مى‏شد و چنانكه در سيره آن حضرت و امام هادی(ع) توضيح داديم، شبكه ارتباطى وكالت و نصب نمايندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقرارى چنين سيستمى، از آن زمان به مورد اجرا گذاشته مى‏شد.

اين برنامه در زمان امام عسكرى - عليه السلام - نيز تعقيب گرديد: به گواهى اسناد و شواهد تاريخى، امام عسكرى - عليه السلام - نمايندگانى از ميان چهره‏هاى درخشان و شخصيتهاى برجسته شيعيان، برگزيده، در مناطق متعدد منصوب كرده و با آنان در ارتباط بود و از اين طريق پيروان تشيع را در همه مناطق زير نظر داشت.

پيكها و نامه ها

علاوه بر شبكه ارتباطى وكالت، امام از طريق اعزام پيكها نيز با شيعيان و پيروان خود ارتباط برقرار مى‏ساخت و از اين رهگذر مشكلات آنان را برطرف مى‏كرد. در اين زمينه، به عنوان نمونه، مى‏توان از فعاليتهاى «ابوالأديان»، يكى از نزديكترين ياران امام (ع)یادكرد(46). او نامه‏ها و پيامهاى امام (ع)را به پيروان آن حضرت مى‏رساند، و متقابلاً نامه‏ها، و سؤالها، مشكلات، خمس و ديگر وجوه ارسالى شيعيان را دريافت نموده و در سامرّأ به محضرامام عسكرى(ع) مى‏رساند.

گذشته از پيكها، امام حسن عسکری(ع) از طريق مكاتبه نيز باشيعيان ارتباط برقرار مى‏ساخت و از اين رهگذر آنان را زير چتر هدايت خويش قرار مى‏داد. نامه‏اى كه امام  (ع)به «ابن بابويه» نوشته - و در بخش تقويت و توجيه سياسى عناصر مهم شيعه از آن ياد خواهيم كرد - نمونه‏اى از اين نامه‏ها است . از اين گذشته، امام (ع)دو نامه به شيعيان قم و آبه (آوه) نوشته است كه متن آنها در كتابها مضبوط است.

3- فعاليتهاى سرّى سياسى‏

امام حسن عسکری(علیه السلام) باهمه محدوديتهاى و كنترلهايى كه از طرف دستگاه خلافت به عمل مى‏آمد، يك سلسله فعاليتهاى سرّى سياسى را رهبرى مى‏كرد كه با گزينش شيوه‏هاى بسيار ظريف پنهانکارى، از چشم بيدار و مراقب جاسوسان دربار، بدور مى‏ماند.

  در اين زمينه نمونه‏هاى فراوانى به چشم مى‏خورد كه ذيلاً به یک  مورد آن اشاره ای می کنم

« داود بن اسود»، خدمتگزار امام(ع) كه مأمور هيزم كشى و گرم كردن حمام خانه حضرت  بود، مى‏گويد: اين چوب را بگير و نزد «عثمان بن سعيد» ببر و به او بده. من چوب را گرفته روانه شدم. در راه به يك نفر سقّا برخوردم. قاطر او راه مرا بست. سقا از من خواست حيوان را كنار بزنم. من چوب را بلند كردم وبه قاطر زدم. چوب شكست و من وقتى محل شكستگى آن را نگاه كردم، چشمم به نامه هايى افتاد كه در داخل چوب بوده است! بسرعت چوب را زير بغل گرفته و برگشتم و سقا مرا به باد فحش و ناسزا گرفت.

وقتى به در خانه امام(ع) رسيدم، «عيسى» خدمتگزار امام(ع) كنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت مى‏گويد: چرا قاطر را زدى و چوب را شكستى؟ گفتم: نمى‏دانستم داخل چوب چيست؟ امام (ع)فرمود: چرا كارى مى‏كنى كه مجبور به عذر خواهى شوى؟ مبادا بعد از اين چنين كارى كنى، اگر شنيدى كسى به ما ناسزا مى‏گويد، راه خود را بگير و برو و با او مشاجره نكن. ما، در شهرو ديار بدى به سر مى‏بريم، تو فقط كار خود را بكن و بدان گزارش كارهايت به ما مى‏رسد.

اين قضيه نشان مى‏دهد كه امام، اسناد، نامه‏ها و نوشته هايى را كه سرّى بوده، در ميان چوب، جاسازى كرده و براى «عثمان بن سعيد» كه شخص بسيار مورد اعتماد و رازدارى بوده، فرستاده بوده و اين كار را به عهده مأمور حمام كه كارش هيزم آوردن و چوب شكستن و امثال اينها بوده - و طبعاً سؤ ظن كسى را جلب نمى‏كرده واگذار كرده بوده است، ولى بر اثر بى احتياطى او، نزديك بوده اين راز فاش شود!

4- حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان‏

يكى ديگر از موضعگيريهاى امام حسن عسكرى - عليه السلام - حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، بويژه از ياران خاص و نزديك آن حضرت، بود. با يك مطالعه در زندگانى آن حضرت، اين مطلب به خوبى آشكار مى‏شود كه گاهى برخى از ياران امام(ع) از تنگناى مالى، در محضر ان حضرت شكوه مى‏كردند و امام(ع)گرفتارى مالى آنان را برطرف مى‏ساخت و گاه حتى پيش از آنكه اظهار كنند، مشكل آنان را برطرف مى‏كرد. اين اقدام مانع از آن مى‏شد كه آنان زير فشار مالى، جذب دستگاه حكومت عباسى شوند.

5- تقويت و توجيه سياسى رجال و عناصر مهمّ شيعه‏

از جالبترين فعاليتهاى سياسى امام عسكرى - عليه السلام - تقويت و توجيه سياسى رجال مهم شيعه در برابر فشارها و سختيهاى مبارزات سياسى، در جهت حمايت از آرمانهاى بلند تشيع بود. از آنجا كه شخصيتهاى بزرگ شيعه در فشار بيشترى بودند، امام (ع)به تناسب مورد، هر يك از آنان را به نحوى دلگرم و راهنمايى مى‏كرد و روحيه آنان را بالا مى‏برد تا ميزان تحمل و صبر و آگاهى آنان در برابر فشارها، تنگناها و فقر و تنگدستيها فزونى يابد و بتوانند مسئوليت بزرگ اجتماعى و سياسى و وظايف دينى خود را بخوبى انجام دهند.

6- استفاده گسترده از آگاهى غيبى

مى‏دانيم كه امامان (ع)در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهى غيبى برخوردار بودند و در مواردى كه اساس حقانيت اسلام يا مصالح عالى امت اسلامى (همچون مشروعيت امامت آنان) در معرض خطر قرار مى‏گرفت، از اين آگاهى به صورت «ابزار» هدايت استفاده مى‏كردند. پيشگوييها و گزارشهاى غيبى امامان (ع)بخش مهمى از زندگينامه آنان را تشكيل مى‏دهد، اما با يك مطالعه در زندگى امام عسكرى (ع)چنين به نظر مى‏رسد كه: آن حضرت بيش از امامان ديگر آگاهى غيبى خود را آشكار مى‏ساخته است.  بر اساس تحقيق يكى از دانشمندان معاصر، از كرامات و گزارشهاى غيبى و اقدامات خارق العاده امام عسكرى - عليه السلام -، «قطب راوندى» در كتاب «خرائج» جمعاً چهل مورد، «سيد بحرانى» در «مدينة المعاجز» صد و سى و چهار مورد، «شيخ حر عاملى» در «اثبات الهداة» صد و سى و شش مورد، و «علامه مجلسى» در «بحار الأنوار» هشتاد و يك مورد را ثبت كرده‏اند و اين، بخوبى روشنگر فزونى بروز كرامات و گزارشهاى غيبى از ناحيه آن حضرت مى‏باشد.

به نظر مى‏رسد علت اين امر شرائط نامساعد و جوّ پر اختناقى بود كه امام حسن(ع) و پدرش امام هادى(ع) در آن زندگى مى‏كردند؛ زيرا از وقتى كه امام هادى (ع)از سر اجبار به سامّرأ منتقل گرديد - به شرحى كه در سيره آن حضرت گفتيم - بشدّت تحت مراقبت و كنترل بود، ازينرو امكان معرفى فرزندش «حسن» به عموم شيعيان به عنوان امام بعدى وجود نداشت و اصولاً اين كار، حيات او را از ناحيه حكومت وقت در معرض خطر جدى قرار مى‏داد. به همين جهت كار معرفى امام عسكرى - عليه السلام - به شيعيان و گواه گرفتن آنان در اين باب، در ماههاى پايانى عمر امام هادى - عليه السلام - صورت گرفت،  به طورى كه هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسيارى از شيعيان ازامامت حضرت «حسن عسكرى» آگاهى نداشتند .گويا عامل ديگرى نيز در اين زمينه بى تأثير نبوده و آن اعتقاد گروهى از شيعيان به امامت «محمد بن على»، برادر حضرت عسكرى(ع)در زمان حيات امام هادى(ع) بوده است. اين گروه بر اساس همين پندار او را در محضر امام هادى (ع)احترام مى‏كردند، ولى حضرت با اين پندار مبارزه مى‏كرد و آنان را به امامت فرزندش حسن راهنمايى مى‏نمود. پس از شهادت حضرت هادى (ع)گروهى از خيانتكاران و نادانان، همچون «ابن ماهويه»، اين پندار را دستاويز قرار داده و به اغواى مردم و منحرف ساختن افكار از امامت حضرت امام حسن عسكری(ع)پرداختند.

امام حسن عسكرى(ع) براى زدودن زنگار اين شكها و ترديدها، و نيز گاه براى حفظ ياران خود از خطر، و يا دلگرمى آنان، و يا هدايت گمراهان، ناگزير مى‏شد پرده‏هاى حجاب را كنار زده، از آن سوى جهان ظاهر، خبر دهد، و اين، از مؤثرترين شيوه‏هاى جلب مخالفان و تقويت ايمان شيعيان بود.

7-آماده سازى شيعيان براى دوران غيبت

از آنجا كه غائب شدن امام و رهبر هر جمعيتى، يك حادثه غير طبيعى و نامأنوس است و باور كردن آن و نيز تحمل مشكلات ناشى از آن براى نوع مردم دشوار مى‏باشد، پيامبر اسلام و امامان پيشين بتدريج مردم را با اين موضوع آشنا ساخته و افكار را براى پذيرش آن آماده مى‏كردند. اين تلاش در عصر امام هادى - عليه السلام - و امام عسكرى - عليه السلام - كه زمان غيبت نزديك مى‏شد، به صورت محسوسترى به چشم مى‏خورد. چنانكه در زندگانى امام هادى (ع)ديديم، آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمايندگان انجام مى‏داد و كمتر شخصاً با افراد تماس مى‏گرفت.

اين معنا در زمان اما عسكرى - عليه السلام - جلوه بيشترى يافت ؛ زيرا امام از يك طرف، با وجود تأكيد بر تولد حضرت مهدى - عليه السلام - او را تنها به شيعيان خاصّ و بسيار نزديك نشان مى‏داد و از طرف ديگر تماس مستقيم شيعيان با خود آن حضرت روز به روز محدودتر و كمتر می ‏شد، به طورى كه حتى در خود شهر سامرّأ به مراجعات و مسائل شيعيان از طريق نامه يا توسط نمايندگان خويش پاسخ مى‏داد و بدين ترتيب آنان را براى تحمل اوضاع و شرائط و تكاليف عصر غيبت و ارتباط غير مستقيم با امام (ع)آماده مى‏ساخت، و چنانكه خواهيم ديد اين همان روشى است كه بعداً امام دوازدهم (عج )در زمان غيبت صغرى در پيش گرفت و شيعيان را بتدريج براى دوران غيبت كبرى آماده ساخت.

جلوه درخشان حقيقت

با تمام دشمنيها و كينه توزيهايى كه درباريان عباسى نسبت به امام عسكرى - عليه السلام - داشتند، عظمت معنوى و فروغ كمالات او گاه آنان را چنان تحت تأثير قرار مى‏داد كه ناگزير در برابر آن حضرت سر تعظيم فرود مى‏آوردند و زبان به مدح و ستايش آن بزرگوار مى‏گشودند.

شهادت امام، و توطئه‏هاى بى ثمر

معتمد عباسى كه همواره از محبوبيت و نفوذ معنوى امام (ع)در جامعه نگران بود، چون ديد توجه مردم به امام (ع)روز بروز بيشتر مى‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تأثير معكوس دارد، سرانجام به همان شيوه مزورانه ديرينه متوسل شد و امام (ع)را پنهانى مسموم ساخت. دانشمند نامدار جهان تشيع، «طبرسى»، مى‏نويسد: بسيارى از دانشمندان ما گفته‏اند: امام عسكرى - عليه السلام - بر اثر مسوميت به شهادت رسيد، چنانكه پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنيا رفته‏اند. «كفعمى»، دانشمند معروف شيعه، مى‏گويد: او را «معتمد» مسموم ساخت و «محمدبن جرير بن رستم»، از دانشمندان شيعى در قرن چهارم، معتقد است كه: امام عسكرى - عليه السلام - در اثر مسموميت به درجه شهادت رسيد.

يكى از نشانه‏هاى شهادت امام توسط دربار عباسى، تحرّكها و تلاشهاى فوق العاده‏اى بود كه معتمد عباسى در روزهاى مسموميت و شهادت امام(ع) براى عادى جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.

«ابن صبّاغ مالكى»، يكى از دانشمندان اهل سنت، از قول «عبيد الله بن خاقان»، يكى از درباريان عباسى (كه از احترام او نسبت به امام ياد كرديم) مى‏نويسد:

 هنگام در گذشت ابو محمد حسن بن على عسكرى - عليه السلام - معتمد، خليفه عباسى حال مخصوصى پيدا كرد كه ما از آن شگفت زده شديم و فكر نمى‏كرديم چنين حالى در او (كه خليفه وقت بود و قدرت را در دست داشت) ديده شود. وقتى «ابو محمد» (امام عسكرى) رنجور شد، پنج نفر از اطرافيان خاص خليفه كه همه از فقيهان دربارى بودند، به خانه او گسيل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابو محمد بمانند و هرچه روى مى‏دهد به او گزارش كنند، نيز عده‏اى را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنين به «قاضى بن بختيار» فرمان داد ده نفر از معتمدين را انتخاب كند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زير نظر بگيرند. دو يا سه روز بعد به خليفه خبر دادند حال ابو محمد سخت‏تر شده و بعيد است بهتر شود. خليفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پيوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزى رحلت فرمود. وقتى خبر درگذشت آن حضرت پخش شد، سامرّأ به حركت در آمد و سراپا فرياد و ناله گرديد و بازارها تعطيل و مغازه‏ها بسته شد. بنى هاشم، ديوانيان، امراى لشكر، قاضيان شهر، شعرا، شهود و گواهان و ساير مردم براى شركت در مراسم تشييع حركت كردند، سامرّأ در آن روز ياد آور صحنه قيامت بود!

وقتى جنازه آماده دفن شد، خليفه برادر خود، «عيسى بن متوكل»، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامى كه جنازه را براى نماز روى زمين گذاشتند، عيسى نزديك رفت و صورت آن حضرت را باز كرد. و به علويان و عباسيان و قاضيان و نويسندگان و شهود نشان داد و گفت: اين «ابو محمد عسكرى» است كه به مرگ طبيعى درگذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خليفه نيز شاهد بوده‏اند!! بعد روى جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند، و فرمان داد براى دفن ببرند...»

البته اين نماز جنبه تشريفاتى داشت و طرحى بود كه رژيم حاكم براى لوث كردن ماجراى شهادت امام ريخته بود و چنانكه در مياندان علما ء شیعه مشهوراست حضرت مهدی (عج) خصوصى بر جنازه پدر بزرگوارش، امام عسكرى - عليه السلام - نماز گزارد 

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260 هجرى نوشته اند.

غمش در نهانخانه ی دل نشيند         به نازي كه ليلي به محمل نشيند

به دنبال محمل چنان زار گريم              كه از گريه ام ناقه در گل نشيند

خلد گر به پا خاري، آسان برآرم      چه سازم به خاري كه در دل نشيند؟

پي ناقه اش رفتم آهسته، ترسم            غباري به دامان محمل نشيند 

مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي     ز بامي كه برخاست، مشكل نشيند 

عجب نيست خندد اگر گل به سروي     كه در اين چمن پاي در گل نشيند 

بنازم به بزم محبت كه آن جا                   گدايي به شاهي مقابل نشيند 

طبيب، از طلب در دو گيتي مياسا       كسي چون ميان دو منزل، نشيند؟