ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

زندگی نامه جعفر صادق (ع)

نام مبارک : امام جعفر صادق

لقب معروف : صادق

کنیه : ابوجعفر

پدر : امام محمدباقر

مادر : ام فروه

زمان ولادت: 17 ربیع الاول 83 هجری قمری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 34 سال

زمان شهادت : 148 هجری قمری

محل شهادت : مدینه منوره

مدت عمرشریف : 56 سال

مرقد شریف بقیع:

 

نام پيشواى ششم «جعفر»، كنيه‏اش «ابو عبدالله»، لقبش«صادق»، پدر ارجمندش امام باقر (ع) و مادرش «ام فروه» مى‏باشد.

او در هفدهم ربيع الاول سال 83 هجرى در مدينه چشم به جهان گشود و در سن 65 سالگى در سال 148 هجرى ديده از جهان فرو بست و در قبرستان معروف «بقيع» در كنار مرقد پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.

فرزندان امام

مورخان در تعداد اولاد امام صادق (ع) اختلاف نظر دارند و مشهور، روايت شيخ مفيد است كه گفته است فرزندان امام ده تن بوده‏اند: اسماعيل ، عبدالله و ام فروه (از فاطمه بنت حسين بن حسن بن على (ع))، موسى، اسحاق و محمد (از ام حميده)، عباس، على، اسماء و فاطمه از مادران ديگر.

  

خلفاى معاصر  ‏

امام صادق (ع) در سال 114 به امامت رسيد. دوران امامت او مصادف بود با اواخر حكومت امويان كه در سال 132 به عمر آنان پايان داده شد و اوايل حكومت عباسيان كه از اين تاريخ آغاز گرديد.

امام صادق (ع) از ميان خلفاى اموى با افراد زير معاصر بود:

1 - هشام بن عبدالملك (105-125ه.ق)

2 - وليد بن يزيد بن عبدالملك (125-126)

3 - يزيد بن وليد بن عبدالملك(126)

4 - ابراهيم بن وليد بن عبدالملك (70روز از سال 126)

5 - مروان بن محمد مشهور به مروان حمار(126-132)

و از ميان خلفاى عباسى نيز معاصر بود با:

1 - عبداللّه بن محمد مشهور به سفاح (132-137)

2 - ابو جعفر مشهور به منصور دوانيقى (137-158)

شان علمى امام صادق (ع)

در باب عظمت علمى امام صادق (ع) شواهد فراوانى وجود دارد و اين معنا مورد قبول دانشمندان تشيع و تسنن است. فقها و دانشمندان بزرگ در برابر عظمت علمى آن حضرت سر تعظيم فرود مى‏آوردند و برترى علمى او را مى‏ستودند.به عنوان نمونه مالک رییس مذهب مالکی آورده است  :

«مَن رَأت عینٌ وَ لا سِمَعَت اُذنٌ وَ لا خَطَر عَلی قَلب بَشَرٍ اَفضَل مِن جَعفَر بن محمد.»

«چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به دلی خطور نکرده که کسی از جعفر بن محمد فاضل تر باشد.»

همین طور ابو حنیفه رییس مذهب حنفی درباره امام صادق آورده است : من فقیه تر از جعفر صادق کسی را ندیده ام و نشناخته ام .

 

اوضاع سياسى، اجتماعى، فرهنگى عصر امام

در ميان امامان، عصر امام صادق (ع) منحصر به فرد بوده و شرائط اجتماعى و فرهنگى عصر آن حضرت در زمان هيچ يك از امامان وجود نداشته است.سه ویژگی مهم این دوره شامل :

1 - انتقال حکومت اموی به عباسی

2 - اوج گیری تهاجم فرهنگی مکاتب مختلف به اسلام

3 - نهضت احیای فرهنگی دینی و زدودن تحریف و انحراف از چهره واقعی آن .

 از نظر سياسى، دوره ضعف و تزلزل حكومت بنى اميه و فزونى قدرت بنى عباس بود و اين دو گروه مدتى در حال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند.در واقع از این بابت این دوره یکی از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است .  از زمان هشام بن عبدالملك تبليغات و مبارزات سياسى عباسيان آغاز گرديد، و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامى گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزى رسيد.

از آن‏جا كه بنى اميه در اين مدت گرفتار مشكلات سياسى فراوان بودند، لذا فرصت ايجاد فشار و اختناق نسبت به امام و شيعيان را (مثل زمان امام سجاد) نداشتند.

عباسيان نيز چون پيش از دستيابى به قدرت در پوشش شعار طرفدارى از خاندان پيامبر (ص)و گرفتن انتقام خون آنان عمل مى‏كردند، فشارى از طرف آنان مطرح نبود. از اينرو اين دوران، دوران آرامش و آزادى نسبى امام صادق (ع) و شيعيان، و فرصت بسيار خوبى براى فعاليت علمى و فرهنگى آنان به شمار مى‏رفت.

از نظر فكرى و فرهنگى نيز عصر امام صادق (ع) عصر جنبش فكرى و فرهنگى بود. در آن زمان شور و شوق علمى بى سابقه‏اى در جامعه اسلامى به وجود آمده بود و علوم مختلفى اعم از علوم اسلامى همچون: علم قرائت قرآن، علم تفسير، علم حديث، علم فقه، علم كلام، يا علوم بشرى مانند: طب، فلسفه، نجوم، رياضيات و پديد آمده بود، به طورى كه هر كس يك متاع فكرى داشت به بازار علم و دانش عرضه مى‏كرد. بنابراين تشنگى علمى عجيبى به وجود آمده بود كه لازم بود امام به آن پاسخ گويد.

عواملى را كه موجب پيدايش اين جنبش علمى شده بود مى‏توان بدين نحو خلاصه كرد:

1 - آزادى و حريب فكر و عقيده در اسلام. البته عباسيان نيز در اين آزادى فكرى بى تاثير نبودند؛ اما ريشه اين آزادى در تعليمات اسلام بود، به طورى كه اگر هم عباسيان مى‏خواستند از آن جلوگيرى كنند، نمى‏توانستند.

2 - محيط آن روز اسلامى يك محيط كاملاً مذهبى بود و مردم تحت تاثير انگيزه‏هاى مذهبى بودند. تشويقهاى پيامبر اسلام به كسب علم، و دعوتهاى قرآن به علم و تعليم و تفكر و تعقل، عامل اساسى اين نهضت و شور و شوق بود.

3 - اقوام و مللى كه اسلام را پذيرفته بودند نوعاً داراى سابقه فكرى و علمى بودند و بعضاً همچون نژاد ايرانى (كه از همه سابقه‏اى درخشانتر داشت)و مصرى و سورى،از مردمان مراكز تمدن آن روز به شمار مى‏رفتند.اين افراد به منظور درك عميق تعليمات اسلامى،به تحقيق و جستسجو و تبادل نظر مى‏پرداختند.

4 - تسامح دينى يا همزيستى مسالمت‏آميز با غير مسلمانان مخصوصاً همزيستى با اهل‏كتاب.مسلمانان،اهل کتاب را تحمل مى‏كردند و اين را برخلاف اصول دينى خود نمى‏دانستند. مسلمانان با آنان برخورد علمى داشتند و اين خود بحث و بررسى و مناظره را به دنبال داشت  .

جنبش علمی و دانشگاه بزرگ جعفرى

امام صادق (ع) با توجه به فرصت مناسب سياسى كه به وجود آمده بود، و با ملاحظه نياز شديد جامعه و آمادگى زمينه اجتماعى، دنباله نهضت علمى و فرهنگى پدرش امام باقر (ع) را گرفت و حوزه وسيع علمى و دانشگاه بزرگى به وجود اورد و در رشته‏هاى مختلف علوم عقلى و نقلى آن روز، شاگردان بزرگ و برجسته‏اى همچون: هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مومن طاق، مفضل بن عمر، جابر بن حيان و تربيت كرد كه تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته‏اند .

هر يك از اين شاگردان شخصيتهاى بزرگ علمى و چهره‏هاى درخشانى بودند كه خدمات بزرگى انجام دادند. گروهى از آنان داراى آثار علمى و شاگردان متعددى بودند. به عنوان نمونه «هشام بن حكم» سى و يك جلد كتاب  نوشته و «جابر بن حيان» نيز بيش از دويست جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته‏هاى عقلى و طبيعى و شيمى (كه آن روز كيميا ناميده مى‏شد) تصنيف كرده بود كه به همين خاطر، به عنوان پدر علم شيمى مشهور شده است وی کاشف اسید ازتیک (تیزاب) است . كتابهاى جابر بن حيان به زبانهاى گوناگون اروپايى در قرون وسطى ترجمه گرديد در دوران رنسانس تنها در آلمان حدود 300 رساله از وی ترجمه شد ؛ نويسندگان تاريخ علوم همگى از او به عظمت ياد مى‏كنند.

 

بعد سیاسی امام

در اينجا تذكر اين معنا لازم است كه برخلاف تصور عمومى، حركت امام صادق (ع) تنها در زمينه‏هاى علمى (با تمام وسعت و گستردگى آن) خلاصه نمى‏شد، بلكه امام فعاليت سياسى نيز داشت، ولى اين بُعد حركت امام، بر بسيارى از گويندگان و نويسندگان پوشيده مانده است. در اينجا براى اينكه بى پايگى اين تصور «كه امام صادق (ع) بنا به ملاحظه اوضاع و احوال آن زمان هرگز در امر سياست مداخله نمى‏كرد و هيچ گونه ابتكار عمل سياسى‏اى نداشت، بلكه در جهت سياست خلفاى وقت حركت مى‏كرد» روشن گردد، نمونه‏اى از فعاليتهاى سياسى امام را ذيلا مى‏آوريم:

اعزام نمايندگان  ‏

امام به منظور تبليغ جريان اصيل امامت، نمايندگانى به مناطق مختلف مى‏فرستاد. از آن جمله، شخصى به نمايندگى از طرف امام به خراسان رفت و مردم را به ولايت او دعوت كرد. جمعى پاسخ مثبت دادند و اطاعت كردند و گروهى سرباز زدند و منكر شدند، و دسته‏اى به عنوان احتياط و پرهيز (از فتنه!) دست نگهداشتند.

 رد پیشنهاد عباسیان

موضوع ديگرى كه در بررسى زندگانى امام صادق (ع) جلب توحه مى‏كند، خوددارى امام از قبول پيشنهاد بيعت سران قيام عباسى با ايشان است. اگر به مسئله با نظر سطحى بنگريم شايد گمان كنيم كه انگيزه‏هاى مذهبى در اين نهضت اثرى قوى داشته است، زيرا شعارهايى كه آنان براى خود انتخاب كرده بودند همه اسلامى بود، سخنانى كه بر روى پرچمهايشان نوشته بودند همه آيات قرآن بود، و چنين وانمود مى‏كردند كه به نفع اهل بيت كار مى‏كنند و قصدشان اين است كه انتقام خونهاى بناحق ريخته شده اهل بيت پيامبر(ص) را از بنى اميه و بنى مروان بگيرند، آنان سعى مى‏كردند انقلاب خود را با اهل بيت ارتباط بدهند. اگر چه ابتدا اسم خليفه‏اى را كه مردم را به سوى او فرا مى‏خواندند، معلوم نكرده بودند،ولى شعارشان اين بود كه «الرضا من آل محمد (ص) يعنى براى بيعت با شخص برگزيد اى از خاندان محمد (ص) قيام كرده‏ايم.

آنچه در مورد رد پيشنهاد سران قيام عباسى از طرف امام صادق (ع) گفتيم در اين خلاصه مى‏شود كه پيشنهاد دهندگان فاقد صلاحيت لازم براى يك قيام اصيل مكتبى بودند. آنان نيروهاى اصلى نبودند كه بتوان به كمك آنها يك نهضت اسلامى خالص را رهبرى كرد و اگر نيروهاى اصيل و مكتبى به قدر كافى در اختيار امام بود، حتماً نهضت را در اختيار مى‏گرفت/ به تعبير ديگر، امام كه وضع و حال امت را از لحاظ فكرى و علمى مى‏دانست و از شرائط سياسى و اجتماعى آگاه بود و محدوديت قدرت و امكانان خويش را كه مى‏توانست در پرتو آن مبارزه سياسى را آغاز كند مى‏شناخت، قيام به شمشير و پيروزى مسلحانه و فورى را براى برپا داشتن حكومت اسلامى كافى نمى‏ديد، چه، براى تشكيل حكومت خالص اسلامى، تنها آماده كردن قوا براى حمله نظامى كافى نبود، بلكه پيش از آن بايستى سپاهى عقيدتى تهيه مى‏شد كه به امام و عصمت او ايمان و معرفت كامل داشته باشد و هدفهاى بزرگ او را ادارك كند و در زمينه حكومت از برنامه او پشتيبانى كرده از دستاوردهايى كه براى امت حاصل مى‏گرديد، پاسدارى نمايد.

امام صادق (ع) ، تقابل عباسيان

چنانكه ديديم، بنى عباس در آغاز كشمكش با بنى اميه، شعار خود را طرفدارى از خاندان پيامبر (بنى هاشم) و تحقق قسط و عدل قرار دادند. در واقع، از آن‏جا كه مظلوميت خاندان پيامبر در زمان حكومت امويان دلهاى مسلمانان را جريحه دار ساخته بود، و از طرف ديگر امويان بنام خلافت اسلامى از هيچ ظلم و ستمى فروگذارى نمى‏كردند، بنى عباس با استفاده از تنفر شديد مردم از بنى اميه و به عنوان طرفدارى از خاندان پيامبر توانستند در ابتداى امر پشتيبانى مردم را جلب كنند.

 

امام صادق (ع) و منصور

ابوجعفر منصور از تحرك و فعاليت سياسى امام صادق (ع) سخت نگران بود. محبوبيت عمومى و عظمت علمى امام بر بيم و نگرانى او مى‏افزود. به همين جهت هر از چندى به بهانه‏اى امام را به عراق احضار مى‏كرد و نقشه قتل او را مى‏كشيد، ولى هر بار به نحوى خطر از وجود مقدس امام بر طرف مى‏گرديد.

منصور شيعيان را در مدينه بشدت تحت كنترل و مراقبت قرار داده بود، به طورى كه در مدينه جاسوسانى داشت كه كسانى را كه با شيعيان امام صادق (ع) رفت و آمد داشتند، گردن مى‏زدند.

امام ياران خود را از نزديكى و همكارى با دربار خلافت باز مى‏داشت. روزى يكى از ياران امام پرسيد: برخى از ما شيعيان گاهى دچار تنگدستى و سختى معيشت مى‏گردد و به او پيشنهاد مى‏شود كه براى اينها (بنى عباس) خانه بسازد، نهر بكند(و اجرت بگيرد)، اين كار از نظر شما چگونه است؟ امام فرمود: من دوست ندارم كه براى آن‏ها (بنى عباس) گرهى بزنم يا در مشكى را ببندم، هر چند در برابر آن پول بسيارى بدهند، زيرا كسانى كه به ستمگران كمك كنند در روز قيامت در سراپرده‏اى از آتش قرار داده مى‏شوند تا خدا ميان بندگان حكم كند.

امام، شيعيان را از ارجاع مرافعه به قضات دستگاه بنى عباس نهى مى‏كرد و احكام صادر شده از محكمه آنها را شرعاً لازم الاجرا نمى‏شمرد. امام همچنين به فقيهان و محدثان هشدار مى‏داد كه به دستگاه حكومت وابسته نشوند و مى‏فرمود: فقيهان امناى پيامبرانند، اگر ديديد به سلاطين روى آوردند (و با ستمكاران دمساز و همكار شدند) به آنان بدگمان شويد و اطمينان نداشته باشيد.

 

شهادت 

اينكه امام در چه ماهى شهید گدریده است، روايات مختلف است . برخى بيست و پنج شوال و برخى نيمه رجب را روايت كرده‏اند؛ ولى مورخان شيعه و سنى اتفاق دارند كه سال وفات امام، سنه 148 هجرت بوده است، و روايت بيست و پنج شوال نيز مشهور است .

همچنين نويسندگان و تاريخدانان شيعه متفقاً اعتقاد دارند كه والى مدينه از سوى منصور عباسى ، امام صادق (ع) را بوسيله زهر مسموم و شهيد كرده است . و «كفعمى» در «مصباح» روايت كرده كه امام با انگورى زهرآگين مسموم و شهيد شده است .

در اين ميان برخى محققان اهل سنت نيز شهادت امام را بوسيله زهر، روايت كرده‏اند كه از جمله مؤلفان «اسعاف الراغبين» ، «نورالابصار» ،«تذكره الخواص» و «الصواعق المحرقه» را مى‏توان نام برد.

امام كاظم (ع) پدرش را پس از شهادت در ميان دو تكه پارچه سفيد كه لباس احرام او بود به اضافه پيراهن و دستارى كه يادگار جدش حضرت على بن الحسين (ع) بود و نيز در ميان بردى كه آن را به چهل دينار خريده بود، پيچيد و به خاك سپرد

. امام موسى كاظم (ع)  دستور داد، چراغ اطاقى را كه پدرش در آن مى زيست همچنان روشن نگاه دارند و اين چراغ تا امام موسى كاظم (ع) در مدينه بود، همه شب روشن بود تا اينكه او به عراق احضار شد. پيش از اين نيز امام صادق (ع) چراغ اطاق پدرش امام باقر(ع) را روشن نگاه داشته بود.

بدين ترتيب امام صادق (ع) در قبرستان بقيع در كنار امام حسن مجتبى (ع)و  حضرت امام سجاد (ع)و پدرش بزرگوارش باقرالعلوم (ع) به خاك سپرده شد و او آخرين امامى بود كه در بقيع دفن گرديد و پس از او تمام فرزندان او جز امام رضا (ع) كه در خراسان آرميده ، در سرزمين عراق به خاك سپرده شده‏اند.

 از سخنان حضرت صادق :

  1. بی نیاز ترین مردم کسی است که گرفتار حرص نباشد .
  2. بی رغبتی نسبت به دنیا موجب راحتی قلب و سلامت بدن است .
  3. برای مؤمن چقدر زشت است خواهشی داشته باشد که در راه خواستن آن خوار گردد .
  4. قلب انسان حرم خداست ، پس در حرم خدا غیر او را قرار مده.
  5. محبت اهل بیت در هفت جا بهره خواهد داد : نزد خدا ، هنگام مرگ ، در قبر ، روز محشر ، کنار حوض کوثر ، هنگام حسابرسی و کنار صراط

 

«ام حمیده» همسر بزرگوار امام صادق می گوید :

امام صادق علیه السلام هنگام وفات چشم های خود را باز کرد و فرمود تمام خویشاوندان مرا دور بسترم جمع کنید ، همه بنی هاشم جمع شدند آنگاه آنحضرت نگاهی بهمه آنها کرد و فرمود :

«اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخَفاً بِالصَّلوه» 

شفاعت ما شامل حال کسانی که نماز را سبک بشمارند ، نمی شود.

از خدا خواهیم توفیق ادب           بی ادب محروم ماند از لطف رب