ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

زندگی نامه حضرت علی (ع)

نام مبارک : علی

لقب معروف : امیر المومنین

کنیه : ابوالحسن

پدر : ابوطالب

مادر : فاطمه بنت اسد

زمان ولادت: 13 رجب 23 سال قبل از هجرت

محل ولادت : کعبه

مدت امامت : 35 سال

زمان شهادت : 21 رمضان سال 40 هجری

محل شهادت : کوفه

مرقد شریف : نجف اشرف

 

 اميرمومنان علی(ع) ده سال پيش از بعثت پيامبر (ص) ديده به جهان گشود و در حوادث تاريخ اسلام هموارده در كنار پيامبر اسلام (ص) قرار داشت سیزده سال درمکه مکرمه ودهسال درمدینه منوره برای پیشرفت مکتب اسلا م درتمام صحنه ها مجاهدت خستگی ناپذیر داشت و پس از درگذشت آن حضرت نيز در دوران خلافت ابوبکر و عمر و عثمان به مدت حدود 25 سال برای وحدت جامعه اسلامی همه توان خود را به کار گرفت و نزدیک به 5 سال برای عدالت لحظه ای از پای ننشست. آری زندگی امام علی (ع) سراسر مجاهدت خستگی ناپذیر است، برای مکتب، وحدت، عدالت.

مى‏توان مجموع عمر 63 ساله آن امام همام را به پنج بخش تقسيم نمود:

از ولادت تا بعثت پيامبر اسلام(ص)
از بعثت تا هجرت پيامبراکرم (ص)به مدينه
از هجرت تا رحلت پيامبر اسلام(ص)
از رحلت پيامبر اعظم (ص)تا آغاز خلافت آن حضرت،
دوران خلافت آن بزرگوار
از ولادت تا بعثت پيامبر اسلام( ص)

در آغوش پيامبر

على(ع) در اين دوره كه دوره حساس شكل‏گيرى شخصيت و دوره پذيرش تربيتى و روحى او بود، در خانه حضرت محمد (ص) و تحت تربيت او به سربرد. مورخان اسلامى در اين زمينه مى‏نويسند:
يك سال، قحطى بزرگى در مكه رخ داد. در آن زمان ابوطالب عموى پيامبر داراى عائله زياد و هزينه سنگينى بود. حضرت محمد (ص )به عموى ديگر خود «عباس» كه از ثروتمندترين افراد بنى هاشم بود، پيشنهاد كرد كه هر كدام از ما يكى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببريم تا فشار مالى ابوطالب كم شود، عباس موافقت كرد، و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضوع را با او در ميان گذاشتند. ابوطالب با اين پيشنهاد موافقت كرد. در نتيجه عباس، «جعفر» و حضرت محمد ص «على» را به خانه خود برد. على (ع) همچنان در خانه آن حضرت بود تا آنكه خداوند حضرت محمد(ص)را به نبوت مبعوث فرمود و على (ع) او را تصديق كرد و از او پيروى نمود.

از آنجا كه حضرت محمد (ص) در سنين كودكى - پس از درگذشت عبدالمطلب - در حانه عمويش ابوطالب و تحت كفالت او بزرگ شده بود، مى‏خواست با تربيت يكى از فرزندان او، زحمات وى و همسرش فاطمه بنت اسد را جبران كند و از ميان فرزندان او على (ع) را انتخاب کرد.
از بعثت تا هجرت پیامبر(ص)

دومين قسمت از زندگانى على (ع) از بعثت تا هجرت به مدينه می باشد كه از نظر زمانى سيزده سال مى‏شود. اين بخش از زندگانى امام شامل يك سلسله خدمات و مجاهدات خستگی ناپذیرودرخشان و اقدامات بزرگ و برجسته على (ع) در راه پيشرفت اسلام مى‏باشد كه در تاريخ اسلام نصيب كسى جز او نشده است


نخستين كسى كه اسلام آورد

نخستين افتخار على (ع) در اين دوران پيشگام بودن وى در پذيرفتن اسلام است زيرا على (ع) هرگز آلوده به بت پرستى نگردید. تا اسلام او به معناى دست كشيدن از بت پرستى باشد. پيشگام بودن در پذيرفتن اسلام، ارزشى است كه قرآن مجيد روى آن تكيه كرده و صريحا اعلام نموده است كه كسانى كه در گرايش به اسلام پيشگام بوده‏اند، در پيشگاه خدا ارزش والايى دارند، آنجا كه مى‏فرمايد: «والسابقون و السابقون اولئک المقربون.»
فداكارى بزرگ

در سال سيزدهم بعثت، به دنبال انعقاد پيمان عقبه دوم در شب سيزدهم ذيحجه، ميان پيامبر اسلام (ص) و يثربيان كه طى آن مردم يثرب پيامبر را به آن شهر دعوت نموده و قول حمايت و دفا(ع) از آن حضرت دادند، و از فرداى آن شب مسلمانان مكه بتدريج به يثرب هجرت كردند، سران قريش دانستند پايگاه تازه‏اى براى نشر دعوت اسلام در يثرب آماده شده است، از اينرو احساس خطر كردند، چه، مى‏ترسيدند كه پس از آنهمه آزار و اذيت كه به پيامبر (ص)و پيروان او رسانده‏اند، پيامبر(ص) در صدد انتقام بر آيد و اگر هم فرضا قصد جنگ نداشته باشد، ممكن است راه بازرگانى قريش به شام را كه از كنار يثرب عبور مى‏كرد، مورد تهديد قرار دهد. براى رويارويى با چنين خطرى، در آخر ماه صفر سال 14 بعثت در «دارالندوه» اجتماع كردند و به چاره انديشى پرداختند. در اين شورا برخى از حاضران پيشنهاد كردند كه پيامبر تبعيد يا زندانى شود ولى پيشنهاد رد شد. سرانجام تصميم گرفتند او را به قتل برسانند، اما كشتن پيامبر كار آسانى نبود زيرا بنى هاشم آرام نمى‏نشستند و به خونخواهى بر مى‏خاستند. سرانجام تصميم گرفتند كه از هر قبيله جوانى آماده شود تا شبانه دسته جمعى بر سر حضرت محمد (ص) بريزند و او را در بستر خواب قطعه قطعه كنند، در اين صورت قاتل، يك نفر نخواهد بود و بنى هاشم نمى‏توانند به خونخواهى برخيزند زيرا جنگ با همه قبائل براى آنان مقدور نخواهد بود و ناچار به گرفتن خونبها راضى خواهند شد و ماجرا خاتمه خواهد يافت. قريش براى اجراى نقشه خود شب اول ربيع الاول را انتخاب كردند .
خداوند بعدها هر سه نقشه آنان را يادآورى نموده و فرمود: «به يادآور هنگامى را كه كافران نقشه مى‏كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند و يا (از مكه) خارج سازند. آنها چاره مى‏انديشيدند (و تدبير مى‏كردند) و خداوند هم تدبير مى‏كرد و خدا بهترين چاره جويان (و مدبران) است».

به دنبال اين تصميم قريش، فرشته وحى پيامبر اعظم (ص)را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهى را ابلاغ كرد كه پيامبر شهر مكه را به عزم يثرب ترك كند.در اينجا براى شكست نقشه دشمن لازم بود فرد جانباز و فداكارى شب در بستر پيامبر بخوابد تا دشمنان تصور كنند او هنوز خانه را ترك نگفته است و در نتيجه فكر آنان فقط متوجه خانه او شود و از كنترل راهها غفلت كنند. چنين فردى جز على (ع) كسى نبود.در اين هنگام به سوى على (ع) يورش بردند و به نقل «طبرى» او را آزردند و آنگاه وى را به سوى مسجدالحرام كشيدند و در نهایت او را آزاد ساختند و در سمت مدينه به تعقيب پيامبر پرداختند، در حالى كه پيامبر در غار «ثور» پنهان شده بود. قرآن مجيد اين فداكارى بزرگ على (ع) را در تاريخ جاودانگى بخشيده و طى آيه‏اى او را از كسانى معرفى مى‏كند كه در راه خدا جان خود را فدا مى‏كنند:

« بعضى از مردم باايمان (همچون على در «لَيلَهُ المَبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر) جان خود را براى كسب خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.»


از هجرت تا وفات پيامبر (ص)

در جبهه‏هاى جنگ‏

زندگى على (ع) از هجرت تا وفات پيامبر، شامل حوادث و رويدادهاى فراوان بويژه فداكاريهاى بزرگ آن حضرت در جبهه‏هاى جنگ است. پيامبر اسلام پس از هجرت به مدينه، بيست و هفت «غزوه» با مشركان و يهود و شورشيان داشت كه على (ع) در بيست و شش غزوه از اين غزوات شركت داشت و فقط در غزوه «تبوك» به علت حساسيت شرائط كه بيم آن مى‏رفت منافقان در غياب پيامبر(ص) در مركز حكومت اسلامى دست به توطئه بزنند، به دستور پيامبر (ص) در مدينه ماند.

از رحلت پيامبراعظم (ص) تا خلافت ظاهرى آن

على (ع ) پس از پيامبراکرم (ص) شايسته ترين فرد عالى براى اداره امور جامعه اسلامى بود و در حوزه اسلام بجز پيامبراعظم(ص) اسلام هيچ كس از نظر فضيلت , تقوا, بينش و علوم فقهى , قضائى ,سابقه جهاد و كوشش در راه خدا و ساير صفات عالى انسانى به پايه على (ع) نمى رسيد. به دليل همين شايستگيها, آن حضرت بارها توسط پيامبر اسلام به عنوان رهبر آينده مسلمانان معرفى شده بود كه از همه آنها مهمتر جريان غدیر است . از اين نظر انتظار مى رفت كه پس از درگذشت پيامبراکرم(ص), بلافاصله على (ع ) زمام امور را در دست گيرد و رهبرى مسلمين را ادامه دهد. اما عملا چنين نشد و على ع از صحنه سياسى و مركز تصميم گيرى در ادامه امور جامعه بدور ماند.

 

فعاليتهاى امير مومنان ع در دوران خلفا

1. عبادت و بندگى خدا تا آنجا كه امام سجاد (ع ) عبادت و تهجدفراوان خود را در برابر عبادتهاى جد بزرگوار خود, ناچيز مى داند.

2. تفسير قرآن و تربيت شاگردانى مانند عبدالله بن عباس كه بزرگترين مفسر اسلام , در ميان اصحاب به شمار مى رفت .

3. پاسخ به پرسشهاى دانشمندان ملل جهان , بالاخص يهود و مسيحيان كه پس از در گذشت پيامبراعظم (ص) براى تحقيق و پژوهش درباره آيين وى , رهسپار مدينه مى شدند و سئوالاتى را مطرح مى نمودند و پاسخگويى جز على (ع ), كه تسلط او بر تورات و انجيل از سخنانش روشن بود و هنگامى كه امام به كليه سئوالات آنها پاسخ می داد, شادمانى و شكفتگى عظيمى در چهره خلفا كه بر جاى پيامبر اکرم (ص)نشسته بودند, پديدار مى شد.

4. بيان حكم شرعى و رويدادهاى نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت و يا قضيه چنان پيچيده بود كه قضات از داورى درباره آن ناتوان بودند. اين نقطه از نقاط حساس زندگى امام است و اگر در ميان صحابه شخصيتى مانند على (ع) نبود كه به تصديق پيامبر گرامى اسلام داناترين امت و آشناترين آنها به موازين قضا و داورى به شمار مى رفت.

همين حوادث نوظهور ايجاب مى كرد كه پس از رحلت پيامبر گرامى , امام آگاه و معصومى كه بر تمام اصول و فروع اسلام تسلط كافى داشته باشد , در ميان مردم باشد و علم وسيع و گسترده او, امت را از گرايشهاى نامطلوب و عمل به قياس و گمان باز دارد و اين موهبت بزرگ به تصديق تمام ياران رسول خدا ص جز امير المومنين (ع) در كسى نبود.

قسمتى از داوريهاى امام و استفاده ابتكارى و جالب وى از آيات قرآن در كتابهاى حديث و تاريخ منعكس است و بعضى از دانشمندان قسمتى از آنها را در كتاب مستقل گردآورده اند.

5. تربيت و پرورش گروهى كه ضمير پاك و روح آماده اى براى سير و سلوك داشتند تا در پرتو رهبرى و نفوذ معنوى امام بتوانند قله هاى كمالات معنوى را فتح كنند و آنچه را كه با ديده ظاهرى نمى بينند با ديده دل و چشم باطنى ببينند.

6. كار و كوشش براى تامين زندگى بسيارى از بينوايان و درماندگان , تا آنجا كه امام با دست خود باغ احداث مى كردند و قنات حفر مى نمود و آن را در راه خدا وقف مى كرد.

7. هنگامى كه دستگاه خلافت در مسائل سياسى و پاره اى از مشكلات با مشکل روبرو مى شد, امام يگانه مشاور مورد اعتمادى بود كه با واقع بينى خاصى مشكلات را از سر راه برمى داشت و مسير كار را معين مى كرد, و برخى از اين مشاوره ها در نهج البلاغه و نيز كتابهاى تاريخ آمده است

8. و امامهمتر ازهمه فداکاری وایثار و ازخود گذشتگی آن حضرت وسکوت طولانی مدت او برای وحدت جامعه اسلامی بود که وحدت و همبستگی اسلامی ضروریترین مساله مسلمانان بود.

ازخلافت تا شهادت

امام على (ع)

به اتفاق مورخان عثمان در ذيحجه سال 35هجرى كشته شد, درخواستهاى مصرانه مسلمانان برای خلافت علی (ع) افزايش يافت و مشتاقان عدالت , به درخانه حضرت سرازير گرديدند,امام احساس وظيفه كرد و ناگزير بيعت مردم را پذيرفت .
نبرد در سه جبهه

خلافت و زمامدارى على (ع ) كه سراسر عدل و دادگرى و احياى سنتهاى اصيل اسلامى بود, بر گروهى سخت و گران آمد و صفوف مخالفتى در برابر حكومت او تشكيل گرديد. اين مخالفتها سرانجام به نبردهاى سه گانه با ناکثین ، مارقین و قاسطین منجر گرديد كه در مورد هر يك جداگانه توضيح مختصرى مى دهيم :


نبرد با ناكثين

نبرد با ناكثين (پيمان شكنان ) از اين جهت رخ داد كه طلحه و زبير كه با على بيعت كرده بودند, تقاضاى فرمانروايى بصره و كوفه را داشتند, ولى امام علی(ع)با درخواست آنان موافقت نكرد. آنان سرانجام مخفيانه مدينه را به عزم مكه ترك كردند و در آنجا با استفاده از بيت المال غارت شده توسط امويان , ارتشى تشكيل داده رهسپار بصره شدند و آنجا را تصرف نمودند. على (ع ) مدينه را به عزم سركوبى آنان ترك گفت و در نزديكى بصره نبرد شديدى رخ داد كه پيروزى على و شكست ناكثين پايان يافت و اين همان جنگ جمل است كه در تاريخ براى خود سرگذشت گسترده اى دارد. اين نبرد در سال 36هجرى رخ داد.

نبرد با قاسطين

معاويه از مدتها قبل از خلافت على (ع ) مقدمات خلافت را براى خود در شام تهيه ديده بود. وقتى امام به خلافت رسيد, فرمان عزل او را صادر كرد, و يك لحظه نيز با ابقاى او بر حكومت شام موافقت نكرد. نتيجه اين اختلاف آن شد كه سپاه عراق و شام در سرزمينى به نام <صفين > به نبرد پرداختند و مى رفت كه سپاه على (ع ) پيروز شود, اما معاويه با نيرنگ خاصى در ميان سربازان على (ع ) اختلاف و شورش پديد آورد. سرانجام پس از اصرار زياد از جانب ساده اندیشان وفریب خوردگان سپاهیان امام على (ع ), امام ناچار تن به حكميت ابوموسى اشعرى و عمرو عاص داد كه آنان درباره مصالح اسلام و مسلمين مطالعه كنند و نظر خود را اعلام دارند.

جوسازی وجنگ روانی درسپاه

اميرمومنان جهت پذيرفتن مسئله حكميت به پايه اى رسيد كه اگر نمى پذيرفت , شايد رشته حيات او گسسته مى شد و مسلمانان بابحران شديدتری روبرو مى شدند. پس از فرارسيدن موعدى كه قرار بود حكمين نظر خود را ابراز دارند, عمروعاص , ابوموسى را فريب داد و اين امر نقشه موذيانه معاويه را بر همگان آشكار ساخت . پس از ماجراى حكميت تعدادى از مسلمانانى كه قبلا با حضرت على (ع)همراه بودند بر ضد ايشان خروج كردند, وامام را به خاطر قبول حكميتى كه خود بر وى تحميل كرده بودند, مورد انتقاد قرار دادند. نبرد با قاسطين در سال 32هجرى رخ داد.

نبرد با مارقين

مارقين همان گروهى بودند كه على (ع ) را وادار به پذيرش حكميت كردند, ولى پس از چند روزدر برابر على (ع ) دست به صف آرايى زدند و در نهروان با على (ع ) به جنگ پرداختند. حضرت على در اين نبرد پيروز گشت ولى كينه ها در دلها نهفته ماند. اين نبرد در سال 38و يا به گفته برخى از مورخان در سال 39هجرى رخ داد.
على ع سرانجام پس از چهار سال و چند ماه حكومت در شب نوزدهم رمضان چهلم هجرى به دست عبدالرحمان بن ملجم درحال نماز وسجده باضربه شمشیر برسرمبارکش مورد سوء قصد قرارگرفت ودر 21 ماه رمضان به شهادت رسید

ابن ملجم ، در حالی که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارک وارد ساخت خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن آن حضرت را رنگين کرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم . سپس آيه 55سوره
طه را تلاوت فرمود :

" شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مي آوريم ".

حضرت علی ( ع ) در واپسين لحظات زندگی نيز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود :
" شما را به پرهيزکاری سفارش مي کنم و به اينکه کارهای خود را منظم کنيد و اينکه همواره در فکر اصلاح بين مسلمانان باشيد .يتيمان را فراموش نکنيد ، حقوق همسايگان را مراعات کنيد . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهيد .نماز را بسيار گرامی بداريد که ستون دين شماست" .

حضرت علی ( ع ) پس از شهادت در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد .

" ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت       که محب صادق آن است که پاکباز باشد "      سعدی