ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

زندگی نامه پیامبر اسلام (ص)

زندگی نامه پیامبر اسلام (ص)

نام مبارک: محمد ، احمد  

لقب معروف : رسول الله ،  خاتم الانبیاء

کنیه : ابوالقاسم

پدر:  عبد الله

مادر :  آمنه

وقت و محل تولد : طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادی (چهل سال قبل از بعثت ) در مکه مکرمه

دوران نبوت : 23 سال ، از چهل سالگی تا 63 سالگی ، 13 سال در مکه ، 10 سال در مدینه ، بعثت  27 رجب.

زمان رحلت : روز دوشنبه 28 ماه صفر سال 11 هجرت در مدینه

 مرقد شریف : مدینه منوره در کنار مسجد النبی

 

دوره های حیات :

1-     ولادت تا بعثت (40 سال )

2-     بعثت تا هجرت (13 سال در مکه)

3-     هجرت تا رحلت (10 سال در مدینه)

ولادت تا بعثت (40 سال )

 

ولادت و دوران كودكى

حضرت "محمد" (ص) فرزند عبدالله از خاندان بنی هاشم ، از قبیله قریش و از نسل اسماعیل ، که پدرش بازرگانی بود که در سال تولد حضرت در راه بازگشت به مکه در شهر یثرب ( مدینه) چشم از جهان فرو بست و به دیدار فرزندش نایل نشد . تولد آن حضرت ، روز جمعه 17 ربیع الاول . ولادت حضرت محمد (ص) با حوادث خارق العاده ای همراه بود . در همان لحظه تولد همه بت های کعبه فرو ریخت و بر زمین افتادند ؛ ایوان کسری لرزید و چهارده کنگره آن فرو ریخت .  و آتشکده فارس که هزار سال روشن بود ، خاموش گردید. مادر حضرت "محمد" (ص) آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. دوران کودکی  محمد که در 6 سالگی مادرش را از دست داد بیشتر در دامان دو دایه به نام های حلیمه (تا 5 سالگی) و امّ اَیمَن گذشت . پس از مدتی وی به نزد پدر بزرگش رفت و در دامان عبدالمطلب که از نیکان و بزرگان قوم خود در مکه بود پرورش یافت . دو سال بعد پدربزرگ خود را نیز از دست داد . حضرت محمد در 8 سالگی به نزد عمویش ابوطالب رفت وتا جوانی تحت سرپرستی وی قرار گرفت . ابو طالب پدر "علی" بود .از خصوصیات حضرت محمد (ص) در دوران نوجوانی و جوانی ، شهره شدن به پاکی و راستی و امانت بی مانند ، ملایمت ، راستی کردار ، صبر و حوصله ، و کناره گیری از آلودگی های محیط آلوده مکه بود . ایشان در 15 سالگی در یکی از جنگ های معروف قریش با طایفه "هوازن" شرکت داشت . از سوابق ديگر قبل از رسالت رسول اكرم يعنى در فاصله ولادت تا بعثت , اين است كه  تا سن بيست و پنج سالگى دو بار به خارج عربستان مسافرت كرد .حضرت محمد ( ص) در این سن ، وارد عرصه تجارت شد و در این راه به راستی و درستی و امانت شهره مکه گردید به طوریکه حضرت خدیجه شیفته امانت و صداقت وی گردید و به او پیشنهاد ازدواج داد و محمد نیز پذیرفت که حاصل آن شش فرزند بود که بهترینشان فاطمه (س) نام داشت .محمد امین تا چهل سالگی به کسب و تجارت مشغول بود و گاهی   به غار حرا در کوه نور  در اطراف مکه می رفت تا خدا را  عبادت کند . در همان جا بود که در 27 رجب، جبرئیل فرشته وحی بر وی نازل شد و آیاتی از قرآن را بر پیامبر(ص) بخواند :                                       

اِقرَا بِاسمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَق

 

بعثت تا هجرت (13 سال در مکه)

از آن پس به مدت 13 سال پیامبر در مکه مردم را به یکتا پرستی دعوت کرد . قبل از توضیح درباره کیفیت تبلیغ رسالت نبی خدا ، مناسب است که به ویژگی های زندگی مردمان عرب در زمان جاهلیت نگاهی اجمالی بیاندازیم :

جاهلیت

1 - جنگ و ناامنی

 امیرمومنان علی (ع) در این باره می فرمایند :

«ثَمَرُها الفِتنَةٌ وَ طَعامُهَا الجِیفَةٌ ، وَشِعارهَا الخَوفٌ ، و َ دِئارُهَا السَّیفٌ»

میوه درخت جاهلیت ، فتنه و آشوب بود ، غذای مردم آن مردار بود ، لباس زیرینش ترس  و لباس رویینش شمشیر بود .

2 - امتیازات طبقاتی و قبیلگی:

امتیاز به ثروت ، امتیاز به نژاد ، امتیاز به زبان ، امتیاز به قبیله در آن زمان یک سنت بود . در نتیجه در جامعه آن روز رژیم طبقاتی شکل گرفته بود که در آن میان پیوند ها گسسته و شیرازه جامعه از هم پاشیده بود به همین دلیل جامعه جاهلیت جامعه ای بود که در آن تنها زورمندان حکومت می کردند.

3 - انحرافات جنسی:

بی عفتی در جامعه جاهلیت تا حدی رواج داشت که میانشان به طور رسمی و آزاد «نکاح ذوات الرایات» رواج داشت . یعنی زنانی بودند که بر سر در خانه خود پرچمی می زدند و آشکارا به روسپیگری می پرداختند .

4 - انسان کشی:

از دیگر رسم های غلط آن دوره این بود که نه تنها دختران را زنده به گور می کردند ، بلکه از روی فقر و تنگدستی و نادانی حتی پسران را نیز می کشتند . آیه 151 سوره انعام می فرماید :

«و َلاتَقتُلوُا اَولادَکُم مِن اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُکُم وَ اَیّاهُم »

فرزندانتان را از ترس فقر نکشید ما آنها و شما را روزی می دهیم .

5 - وضع زن در جاهلیت:

یکی از وحشتناکترین رسوم و عادات عرب جاهل دختر کشی بود . آنها فرزند دختر خود را زنده به گور می کردند . مقام زن در جامعه عصر جاهلیت با مقام با مقام حیوانات یا برده ها یکی بود . در قرآن در سوره نحال می خوانیم : « وقتی که به آنها مژده داده می شد که همسرش دختری آورده است ، چهره اش از این خبر ، سیاه می شد و خشم و اندوه او را فرا می گرفت ، از مردم پنهان می گردید و با خود می گفت آیا او را با کمال ننگ و خواری نگهدارم یا او را در زیر خاک پنهان سازم .»

6 - بت پرستی :

در این دوره بت پرستی به اوج خود رسیده بود و هر دسته ای برای خود بت و    بت هایی داشتند از سنگ و چوب و فلز یا عاج و آنها را با انواع پرستش ها می پرستیدند ، به طوری که می نویسند : شماره بت ها به 16 هزار بت می رسیده است . از این میان 9 بت معروف زمان جاهلیت عبارتند از :

یعوق بت قبیله هَمدان ، 2- نَسر (کرکس) بت قبیله مَذحِج ، 3- یغوث بت قبیله هَذَیل، 4- بَعل بت قبیله الیاس، 5- ودّ بت قبیله کلب ،  6- عزّی بت قبیله قریش ، 7- سواع بت قبیله هذیل ، 8- لات بت قبیله ثقیف و 9- منات بزرگ بت قبیله قریش بود .

7 - خرافه پرستی:

مردم جاهلیت در خرافه پرستی و افسانه پردازی غرق بودند به نمونه هایی در  اینجا اشاره خواهیم کرد :

جمعی در هنگام طواف کعبه لخت مادر زاد می شدند و صوت می کشیدند و کف میزدند و نام این وحشی بازی را عبادت می گذاشتند . برای رفع نگرانی و ترس در هنگام ورود به روستا بر دروازه شهر یا روستا ده بار صدای الاغ در می آوردند ! اگر در بیابان گم می شدند پیراهن خود را پشت و رو می کردند و می پوشیدند ! زنی که بچه اش نمی ماند اگر هفت بار بر کشته مردی بزرگ قدم می گذاشت معتقد بودند که بچه اش می ماند . و...

این امور بیهوده و خرافه زنجیری گران بر دست و پای جامعه آن روزگار می بود . وضع اسف بار جاهلیت که نمونه هایی از آن در اینجا نام برده شد امکان نجات و تکامل و رهایی را در آن روزگار تقریبا نا ممکن کرده بود . پیامبر اسلام در یک چنین جامعه ای برای هدایت مردم برگزیده شدند.

سه سال دعوت مخفیانه

در آغاز بعثت ، چنان محیط مکه در لجنزار بت پرستی و خرافات غرق بود که امکان نداشت از همان ابتدا پیامبر رسالتش را آشکار سازد ، بلکه نیازمند ایجاد یک هسته مرکزی و اولیه برای راهبری جامعه داشت از این رو پیامبر سه سال به طور محرمانه با افراد تماس می گرفت و آنها را به اسلام دعوت می نمود ، در این سه سال به گفته بعضی چهل نفر به اسلام گراییدند . نخستین مرد مسلمان حضرت علی (ع) و نخستین زن مسلمان حضرت خدیجه (س) بودند.   

دعوت آشکارا

 پس از سه سال دعوت مخفیانه با نزول آیات 94و 95 سوره حجر که می فرمود :

«آنچه به آن مامور هستی آشکارا بیان کن ، و به مشرکان اعتنا نکن ما تو را از گزند مسخره کنندگان حفظ خواهیم کرد .»

دعوت ازخويشاوندان

با نزول این آیه برای پيغمبر اكرم( ص)  : 

اِنذَرَ عَشيرَتُكَ الاَقرِبين

خويشاوندان نزديكت را انذار و اعلام خطر كن .

هنوز پيغمبر اكرم (ص) اعلام دعوت عمومى نكرده بودندکه به على ( ع ) که از كودكى در خانه پيغمبر بودند، فرمودند: غذايى ترتيب بده و بنى هاشم و بنى عبدالمطلب را دعوت كن . على (ع) هم غذايى از گوشت درست كرد و مقدارى شير نيز تهيه كرد كه آنها بعد از غذا خوردند . پيغمبر اكرم بعثت خود را اعلام كرد و فرمود من پيغمبر خدا هستم و از جانب خدا مبعوثم . من مأمورم كه ابتدا شما را دعوت كنم و اگر سخن مرا بپذيريد سعادت دنيا و آخرت نصيب شما خواهد شد . ابولهب كه عموى پيغمبر بود تا اين جمله را شنيد , عصبانى و ناراحت شد و گفت تو ما را دعوت كردى براى اينكه چنين مزخرفى را به ما بگويى؟! جارو جنجال راه انداخت و جلسه را بهم زد . پيغمبر اكرم براى بار دوم به على (ع) دستور تشكيل جلسه را داد . خود اميرالمؤمنين كه راوى هم هست مى فرمايد كه اينها حدود چهل نفر بودند يا يكى كم يا يكى زياد . در دفعه دوم پيغمبر اكرم به آنها فرمود هر كسى از شما كه اول دعوت مرا بپذيرد , وصى , وزير و جانشين من خواهد بود . غير از على ( ع ) احدى جواب مثبت نداد و هر چند بار كه پيغمبر اعلام كرد , على ( ع ) از جا بلند شد . در آخر پيغمبر فرمود بعد از من ، تو ، وصى و وزير و خليفه من خواهى بود .

عوامل پیشرفت اسلام

1 -  جاذبه قرآن و حقانیت اسلام .

2 -  استقامت و شجاعت پیامبر(ص) و مسلمانان .

3 -  اخلاق نیک و جذاب پیامبر (ص).

4 -  ایمان استوار و توکل عمیق به خدا .

5 -  یاری خویشاوندان پیامبر و بسیج بنی هاشم.

6 -  معجزات پیامبر و امدادهای غیبی .

7 -  جهاد و شهادت طلبی مسلمانان .

8 -  جانبازی قهرمانانه علی (ع).

9 -  برخوردها و تاکتیک های منطقی پیامبر (ص).

10 - توجه به طبقات تهی دست و محروم و مستضعف.

مردم مدينه و رسول اكرم(ص)

مردم مدينه دو قبيله بودند به نام اوس و خزرج كه هميشه با هم جنگ داشتند . دو نفر از آنها به نام اسعد بن زراره و زکوان به مكه می آیند براى اينكه از قريش استمداد كنند، در آنجا با پیامبر آشنا و مجذوبش می گردند. اين امر منشأ آشنايى مردم مدينه با رسول اكرم ( ص ) شد .  بعدها ملاقاتهاى محرمانه اى با حضرت رسول كردند تا اينكه عده اى [ به مكه] آمدند و قرار شد در موسم حج در يكى از شبهاى تشريق يعنى شب دوازدهم  بيايند در منا , در عقبه (جایی میان مکه و منا) و در حضور   رسول اكرم ( ص ) با هم پیمان بندند. در آنجا رسول اكرم  آنها را به خداى يگانه دعوت کردند  بالنتیجه آنها به صورت گروهی مسلمان شدند و از پیامبر خواستند که به شهرشان یثرب بیاید . حضرت رسول ( ص ) مصعب بن عمير را فرستادند به مدينه و او در آنجا به مردم قرآن تعليم داد . اينهاكه ابتدا آمده بودند , عده اندكى بودند , به وسيله اين مبلغ بزرگوار عده زياد ديگرى مسلمان شدند و تقريبا جو مدينه مساعد شد . قريش هم روز بروز بر سختگيرى خود مى افزودند , و در نهايت امر تصميم گرفتند كه ديگر كار رسول اكرم ص را يكسره كنند و در ( دارالندوه)  تشكيل جلسه دادند  .

جلسه دار النُدوِه

دار الندوه حكم مجلس سناى مكه را داشت . مكه اساساً نه از خودش حكومتى داشت به شكل پادشاهى يا جمهورى , و نه تابع يك مركزى بود . يك نوع حكومت ملوك الطوايفى داشت . قرارى داشتند كه از هر قبيله اى چند نفر بيايند در آنجا جمع بشوند و درباره مشكلاتى كه پيش می آيد با يكديگر مشورت كنند و هر چه در آنجا تصميم مى گرفتند , ديگر مردم قريش عمل مى كردند . (دارالندوه) يكى از اطاقهايى بود كه در اطراف مسجد الحرام بود . الان آن محل خراب شده و داخل مسجد الحرام است .

در آنجا پيشنهادهايى كردند , گفتند بالاخره بايد به يك شكلى آزادى را از محمد سلب كنيم , يا اساسا او را بكشيم يا حبسش كنيم و يا تبعيدش كنيم , هر جا مى خواهد برود . در آخر پيشنهاد شد و مورد قبول واقع شد كه او را بكشند ولى به اين شكل كه از هر يك از قبايل قريش يك نفر در كشتن شركت كند , و از بنى هاشم هم يك نفر باشد ( چون از بنى هاشم , ابولهب را در ميان خودشان داشتند ) و دسته جمعى او را بكشند و به اين ترتيب خونش را لوث كنند , و اگر بنى هاشم ادعا كردند , مى گوييم قبيله شما هم شركت داشتند . حداكثر اين است كه به آنها ديه مى دهيم . ديه ده انسان را هم خواستند , مى دهيم .

 

1 - هجرت تا رحلت (10 سال در مدینه)

هجرت پيامبر اكرم (ص)

همان شبى كه تصميم گرفتند اين تصميم محرمانه را اجرا بكنند وحى الهى بر پيغمبر اكرم نازل شد   :

« و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوكاو يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين   »

 افراد قبایل ابتدای امر می خواستند شبانه یورش ببرنداما ابولهب كه يكى از آنها بود مانع شد . گفت:

شب ريختن به خانه كسى صحيح نيست . در آنجا زن هست , بچه هست , يك وقت اينها مى ترسند يا كشته مى شوند ، بايد صبر كنيم تا صبح شود .  آمدند دور خانه پيغمبر حلقه زدند و كشيك مى دادند تا صبح شود. اين مطلب مورد اتفاق جميع محدثين و مورخين است و در اين جهت حتى يك نفر تشكيك نكرده است كه پيغمبر اكرم , على عليه السلام را خواست و فرمود على جان ! تو امشب بايد براى من فداكارى بكنى . عرض كرد يا رسول الله ! هر چه شما امر بفرماييد . فرمود امشب , تو در بستر من مى خوابى و همان برد و جامه اى را كه من موقع خواب به سر مى كشم به سر ميکشى . عرض كرد : بسيار خوب .  شب , على ( ع ) در بستر پیامبر(ص) خوابيد و پيغمبر اكرم ( ص ) بيرون رفت  . در نزديكى مكه در غرب مکه غارى است به نام غار ثور ، پیغمبر اكرم ( ص ) با ابوبكر رفتند و در آن محل مخفى شدند .  اول صبح  قریش مراقب بودند كه يك وقت پيغمبر اكرم از آنجا بيرون نرود . ناگاه كسى از جا بلند شد . نگاه كردند ديدند على است.   خيلى ناراحت و  عصبانی شدند . گفتند همين را به جاى او بكشيم , حالا خودش نيست جانشينش را بكشيم . يكى از آنها گفت او را رها كنيم , جوان است و محمد فريبش داده است. فرمود : به خدا قسم اگر عقل مرا در ميان همه مردم دنيا تقسيم كنند , اگر همه ديوانه باشند عاقل مى شوند .حضرت رسول ( ص ) را تعقيب كردند . دنبال اثر پاى حضرت را گرفتند تا به آن غار رسيدند . ديدند اينجا اثرى كه كسى به تازگى درون غار رفته باشد نيست . عنكبوتى هست و در اينجا تنيده است گفتند نه , اينجا نمى شود كسى آمده باشد . تا آنجا رسيدند كه حضرت رسول ( ص ) و ابوبكر صداى آنها را مى شنيدند و  ابوبكر خيلى مضطرب شده و قلبش به طپش افتاده بود و مى ترسيد .  آيه قرآن است اين است که : 

 «الا تنصروه فقد نصره الله اذ اخرجه الذين كفروا ثانى اثنين اذ هما فى الغار اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا» 

اگر شما مردم قريش پيغمبر را يارى نكنيد , خدا او را يارى كرد و يارى مى كند همچنانكه در داستان غار , پيغمبر را يارى كرد , در شب هجرت در حالى كه آن دو در غار بودن

  مدتى گشتند . پيدایشان نكردند . سه شبانه روز يا بيشتر پيغمبر اكرم ( ص ) در همان غار بسر بردند . اواسط شب كه مى شد , هند بن ابى هاله كه پسر خديجه است از شوهر ديگرى , و مرد بسيار بزرگوارى است محرمانه آذوقه مى برد و بر مى گشت . قبلا قرار گذاشته بودند مركب تهيه كنند . دو تا مركب تهيه كردند و شبانه بردند كنار غار , آنها سوار شدند و راه مدینه را پيش گرفتند وتانزدیک مدینه امدندومسجدقبارابنیان نهادند.  بالاى همه اين تدبيرها و نقشه ها تقدير و اراده الهى است و اگر بنده اى مشمول عنايت الهى بشود , هيچ قدرتى نمى تواند او را از ميان ببرد . خدا  گاهى حوادث را طورى به وجود مى آورد كه انسان نمى داند اين حادثه براى فلان هدف و مقصد است , خيال مى كند براى هدف ديگرى است , ولى نتيجه نهائيش چيز ديگرى است . اين است كه خدا هم مكر مى كند يعنى خدا هم حوادثى به وجود می آورد كه ظاهرش يك طور است ولى هدف اصلى چيز ديگر است . آنها مكر مى كنند , خدا هم مكر مى كند و خدا از همه مكر كنندگان بالاتر و بهتر است .

سال اول هجرت

رویدادها:

1 - ساخت بنای مسجد النبی

2 - میزبانی انصار از مهاجرین و اسکان آنها در مدینه

3 - برپایی نماز جماعت

4 - پیمان اخوت میان انصار و مهاجرپس از 50 روز

5 - در ماه شوال پیامبر با عایشه دختر ابوبکر ازدواج کرد .

6 - دستور اذان و اقامه در همین سال جزو مناسک استحبابی عبادی گردید .

7 - پیمان صلح با طایفه های بنی نظیر ، بنی قریظه و بنی قینقاع با پیامبرص

8 - سریه حمزه و سریه ابوعبیده در اواخر سال اول هجری

نتایج سال اول :

1 - ساخت مسجد و ایجاد پایگاه های وحدت و حرکت اسلامی

2 - ایجاد برادری به عنوان رمز پیشرفت و پیروزی

3 - قرارداد بزرگ سیاسی با یهودیان

4 - مانور های نظامی و نمایش های جنگی برای سرکوب غرور دشمن

سال دوم هجرت

رویداد ها :

1 -  تغییر قبله مسلمین در سال دوم هجری از جهت بیت المقدس به مسجد الحرام.

2 -  ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) .

3 -  واجب شدن روزه ماه رمضان ، زکات فطره ، نماز عید فطر و عید قربان.

4 -  فرمان جهاد با کافران در غزوه بدر

نتایج :

1 -  استقلال در قبله و قطع وابستگی به یهود .

2 -  جهاد اکبر با وضع روزه با هوس های نفسانی

3 -  جهاد اصغر و سرکوب قاطع دشمنان و کارشکنان.

 سال سوم هجرت

رویداد ها :

1 -  غزوه غطفان ، نجران و احد و سریه قِرَده

2 -  میلاد امام حسن (ع)

3 -  پذیرش شرایط جزیه از سوی یهودیان

4 -  ازدواج پیامبر (ص) با حفصه دختر عمر

غزوه احد

چنانكه مى دانيم , ماجراى احد به صورت غم انگيزى براى مسلمين پايان يافت . هفتاد نفر از مسلمين و از آن جمله جناب حمزه , عموى پيغمبر , شهيد شدند . مسلمين در ابتدا پيروز شدند و بعد در اثر بى انضباطى گروهى كه از طرف رسول خدا بر روى يك تل گماشته شدند , مورد شبيخون دشمن واقع شدند . گروهى كشته و گروهى پراكنده شدند و گروه كمى دور رسول اكرم باقى ماندند . آخر كار همان گروه اندك بار ديگر نيروها را جمع كردند و مانع پيشروى بيشتر دشمن شدند . مخصوصا شايعه اينكه رسول اكرم كشته شد بيشتر سبب پراكنده شدن مسلمين گشت, اما همين كه فهمیدند رسول اكرم ص زنده است نيروى روحى خويش را بازيافتند .

سال چهارم هجرت

رویداد ها :

1 - فاجعه قتل مبلغین و عارفان به احکام اسلامی

2 - توطئه یهود بنی نضیر در مورد قتل پیامبر (ص) و فرمان تبعید آنها توسط پیامبر (ص)

3 - تحریم مشروبات الکلی

4 - غزوه ذات الرُّقاع با دو تیره بنی محارب و بنی ثعلبه

5 - ولادت با سعادت امام حسین (ع)

نتایج :

1 - اعزام مبلغین اسلام به اطراف و اکناف برای ابلاغ احکام اسلام .

2 - سرکوبی دشمنان داخلی و قاطعیت در برابر آنها

3 - قدغن کردن شراب به عنوان ام الفساد

4 - مانور های هوشیارانه نظامی مسلمین

سال پنجم هجرت

رویداد ها :

1 - ازدواج پیامبر (ص) با زینب دختر جحش

2 - دستور حجاب طی آیاتی از سوره نور

3 - ماجرای جنگ خندق

4 - اعدام یهود بنی قریظه

5 - ماجرای ابولبابه و توبه او 1

نتایج :

در این سال بیشتر پیامبر مشغول جنگ بودند ، در حاشیه جنگ ها به خنثی کردن توطئه های یهود و سایر کافران و دشمنان داخلی (ستون پنجم) می پرداختند.

سال ششم هجرت

 رویداد ها :

1 - جنگ بنی المصطلق و ماجرای افک ( و رفع تهمت عایشه)

2 - واجب شدن حج

3 - سفر مذهبی سیاسی به مکه برای حج

4 - صلح حدیبیه

صلح حدیبیه

از نظر قريش دشمن ترين دشمنانشان پيغمبر , و از نظر مسلمين هم دشمن ترين دشمنانشان قريش است . ماه ذى القعده پيش آمد كه به اصطلاح ماه حرام بود .  دشمن هاى خونى ،در ماه حرام به احترام اين ماه اقدامى نمى كردند . پيغمبر خواست از همين سنت جاهليت در ماه حرام استفاده كند و برود وارد مكه شود و در مكه عمره اى بجا آورد و برگردد . هيچ قصدى غير از اين نداشت . اعلام كرد و باهفتصد نفر و به قول ديگر با هزار و چهارصد نفر - از اصحابش و عده ديگرى حركت كرد , ولى از همان مدينه كه خارج شدند محرم شدند ,   از آنجا كه كار , مخفيانه نبود و علنى بود , قبلا خبر به قريش رسيده بود . پيغمبر در نزديكيهاى مكه اطلاع يافت كه قريش , زن و مرد و كوچك و بزرگ , از مكه بيرون آمده و گفته اند  به خدا قسم كه ما اجازه نخواهيم داد كه محمد وارد مكه شود  . با اينكه ماه , ماه حرام بود , اينها گفتند ما در اين ماه حرام مى جنگيم . از نظر قانون جاهليت هم كار قريش بر خلاف سنت جاهليت بود . پيغمبر تا نزديك اردوگاه قريش رفت و در آنجا دستور داد كه پايين آمدند . مرتب رسولها و پيام رسانها از دو طرف مبادله مى شدند . ابتدا از طرف قريش چندين نفر به ترتيب آمدند كه تو چه مى خواهى و براى چه آمده اى ؟ پيغمبر فرمود من حاجى هستم و براى حج آمده ام , كارى ندارم , حجم را انجام مى دهم , بر مى گردم و مى روم . هر کس هم كه مى آمد , وضع اينها را كه مى ديد مى رفت به قريش مى گفت : مطمئن باشيد كه پيغمبر قصد جنگ ندارد . ولى آنها قبول نكردند و مسلمين ( خود پيغمبر اكرم هم ) چنين تصميم گرفتند كه ما وارد مكه مى شويم ولو اينكه منجر به جنگيدن شود , ما كه نمى خواهيم بجنگيم , اگر آنها با ما جنگيدند با آنها مى جنگيم  بيعت الرضوان  در آنجا صورت گرفت . مجددا با پيغمبر بيعت كردند براى همين امر , تا اينكه نماينده اى از طرف قريش آمد و گفت كه ما حاضريم با شما قرار داد ببنديم . پيغمبر فرمود : من هم حاضرم . پيغامهايى كه پيغمبر مى داد پيغامهاى مسالمت آميزى بود.  گفتند قرار داد صلح مى بنديم . مردى به نام سهل بن عمرو را فرستادند و قرار داد صلح بستند كه پيغمبر امسال بر گردد و سال آينده حق دارد بيايد اينجا و سه روز در مكه بماند , عمل عمره اش را انجام دهد و باز گردد . همينكه اين قرار داد صلح رابستند و بعد مسلمين آزادى پيدا كردند وآزادانه مى توانستند اسلام را تبليغ كنند , در مدت يك سال يا كمتر , از قريش آن اندازه مسلمان شد كه در تمام آن مدت بيست سال مسلمان نشده بود . بعد هم اوضاع آنچنان به نفع مسلمين چرخيد كه مواد قرار داد خودبخود از طرف خود قريش از بين رفت .

سال هفتم هجرت

رویداد ها :

1 - ارسال 185نامه به سران امپراطوری های جهان و سایر حکومت های سرتاسر دنیا

2 - غزوه خیبر و فتح پایگاه یهود

3 - ورود مهاجران حبشه پس از 15 سال

4 - مسموم شدن پیامبر به دست زن یهود

5 - ماجرای فدک

6 - ورود پیامبربه مکه برای انجام عمره قضاء

سال هشتم هجرت

رویداد ها :

1 - جنگ موته با سپاه روم

2 - فتح مکه

3 - جنگ حنین

4 - غزوه طائف

5 - غزوه ذات السّلاسل ، خبط و سریه غالب بن عبدالله

6 - اسلام آوردن افرادی مثل عمروعاص ، خالد بن ولید ، عثمان بن طلحه و ...

فتح مكه

در سال هشتم هجرت , پيغمبر اكرم مكه را فتح كرد , فتحى بدون خونريزى . فتح مكه براى مسلمين يك موفقيت بسيار عظيم بود چون اهميت آن تنها از جنبه نظامى نبود , از جنبه معنوى بيشتر بود تا جنبه نظامى . مكه ام القراء عرب و مركز عربستان بود . قهرا قسمتهاى ديگر تابع مكه بود و به علاوه يك اهميتى بعد از قضيه عام الفيل و ابرهه كه حمله برد به مكه و شكست خورد پيدا كرده بود . بعد از اين قضيه اين فكر براى همه مردم عرب پيدا شده بود كه اين سرزمين تحت حفظ و حراست خداوند استو هيچ جبارى بر اين شهر مسلط نخواهد شد . وقتى پيغمبر اكرم به آن سهولت آمد مكه را فتح كرد گفتند پس اين امر دليل بر آن است كه او بر حق است و خدا راضى است . به هر حال اين فتح خيلى براى مسلمين اهميت داشت. مسلمين وارد مكه شدند . مشركين هم در مكه بودند . تدريجا از قريش هم خيلى مسلمان شده بودند . يك جامعه دوگانه اى در مكه به وجود آمده بود , نيمى مسلمان و نيمى مشرك . حاكم مكه از طرف پيغمبر اكرم معين شده بود يعنى مشركين و مسلمين تحت حكومت اسلامى زندگى مى كردند . 

سال نهم هجرت

1 -  اسلام آوردن عدی بن حاتم رییس قبیله طیّ و کعب بن زهیر شاعر معروف عرب

2 -  واقعه تبوک به عنوان مقدمه جنگ با رومیان

3 -  اسلام آوردن 32 طایفه به دلیل پیشرفت های اسلام  در سال عام الوفود

4 -  ریشه کنی بت پرستی در سرتاسر جزیره العرب و خواندن آیات برائت از مشرکین در اجتماع مکه

برائت ازمشركين

حج يك سنت ابراهيمى است كه كفار قريش در آن تحريفهاى زيادى كرده بودند. اسلام با آن تحريفها مبارزه كرد . درسال نهم هجرى ، پيغمبر اكرم در ابتدا به ابوبكر مأموريت داد كه از مدينه به مكه برود و سمت اميرالحاجى مسلمين را داشته باشد , ولى هنوز از مدينه چندان دور نشده بود .كه جبرئيل بر رسول اكرم نازل شد و دستور داد پيغمبر (ص), على ( ع ) را مأموريت بدهد براى امارت حجاج و براى ابلاغ سوره برائت .

اين سوره اعلام خيلى صريح و قاطعى است به عموم مشركين به استثناى مشركينى كه با مسلمين هم پيمان اند و پيمانشان هم مدت دار است و بر خلاف پيمان هم رفتار نكرده اند , مشركينى كه با مسلمين يا پيمان ندارند يا اگر پيمان دارند بر خلاف پيمان خودشان رفتار كرده اند و قهرا پيمانشان نقض شده است . اعلام سوره برائت اين است كه على ( ع ) بيايد در مراسم حج در روز عيد قربان كه مسلمين و مشركين همه جمع هستند , به همه مشركين اعلام كند كه از حالا تا مدت چهار ماه شما مهلت داريد و آزاد هستيد هر تصميمى كه مى خواهيد بگيريد. اگر اسلام اختيار كرديد يا از اين سرزمين مهاجرت كرديد , كه هيچ , و الا شما نمى توانيد در حالى كه مشرك هستيد در اينجا بمانيد . ما دستور داريم شما را قلع و قمع كنيم به كشتن , به اسير كردن , به زندان انداختن و به هر شكل ديگرى . در تمام اين چهار ماه كسى متعرض شما نمى شود . اين چهار ماه مهلت است كه شما درباره خودتان فكر بكنيد . این یک اعلام عدم تعهد است از طرف خدا و از طرف پيغمبر خدا در مقابل مردم مشرك و  تصريح مى كند همان مردم مشركى كه شما قبلا با آنها پيمان بسته ايد و آنها نقض پيمان كرده اند.

على ( ع ) آمد در مراسم حج شركت كرد . اول در خود مكه اين را اعلام كرد,   در روز هشتم كه حجاج حركت مى كنند به طرف عرفات در يك مجمع عمومى در مسجدالحرام سوره برائت را به مشركين اعلام كرد ولى براى اينكه اعلام به همه برسد و كسى نباشد كه بى خبر بماند , وقتى كه مى رفتند به عرفات و بعد هم به منا , در مواقع مختلف , در اجتماعات مختلف مى ايستاد و بلند اعلام مى كرد و اين اعلام خدا و رسول را با فرياد به مردم ابلاغ مى نمود . نتيجه اين بود كه ايها الناس! امسال آخرين سالى است كه مشركين با مسلمين حج مى كنند . ديگر از سال آينده هيچ مشركى حق حج كردن ندارد  .

سال دهم هجرت

1 - گرایش تمامی ملت حجاز به اسلام .

2 - توطئه سوء قصد به جان پیامبر .

3 - حجة الوداع

4 - غدیرخم

حجة الوداع

حجة الوداع ، آخرين حج پيغمبر اكرم ( ص ) است و شايدايشان بعد از فتح مكه يك حج بيشتر نكردند , البته قبل از حجة الوداع حج عمره كرده بودند . رسول اكرم مخصوصا مردم را دعوت كردند كه به اين حج بيايند . همه را جمع كردند و بعد در مواقع مختلف , در مسجد الحرام , در عرفات , در منا و بيرون منا ,و در جاهاى ديگر خطابه هاى عمومى خود را بیان فرمودند  .

 بعد از اينكه پيغمبر اكرم در عرفات و منا و مسجد الحرام كليات اسلامى را در باب اصول و فروع دین بيان كرده اند

غدیرخم

مسلمانان اعمال ومناسک صحیح حج را ازرسول خدا ص آموختند و پیامر ص و مسلمانان مکه مکرمه را به قصدبرگشت به سوی منازل خود ترک کردند هنگامی که کاروان به سرزمین رابغ که درسه میلی جحفه است رسید جبرییل فرود آمد و با آیه 67 سوره ماعده رسول خدا ص را مورد خطاب قرارداد یاایهاالرسول بلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته آنچه ازطرف خدا فرستاده شده به مردم ابلاغ کن و اگر ابلاغ نکنی رسالت خودراتکمیل نکرده ای.

خطبه پیامبرص درغدیرخم بسیارمهم است و در آنجا دست حضرت علی ع را گرفت و بلند کرد و حضرت فرمود:

مَن كُنتُ مَولاه فَهذا عَلىٌ مَولاه .........

رحلت

سرانجام پیامبر گرامی اسلام روز دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجری در سن 63 سالگی چشم از جهان فانی فرو بست .

بنا به وصیتش ، علی (ع) بدن مطهرش را غسل داد و کفن نمود و بر آن نماز خواند و آن را در خانه مسکونیش که به نام حجره مطهره معروف است کنار مسجد النبی دفن کرد .

مسلمانان راستین به ماتم نشستند و به راستی بسیار بر آنها سخت گذشت که چنین رهبر دلسوز و مهربانی را از دست دادند ، به خصوص علی (ع) و فاطمه (س) سخت پریشان و ماتم زده شدند ، علی (ع) می فرمایند :

« از رحلت رسول اکرم آن چنان غم و اندوه بر من وارد شد که به گمانم اگر کوه ها مامور تحمل آن می شدند ، نمی توانستند تحمل کنند . »

امام صادق فرمودند:

« با رحلت پیامبر به قدری بر فاطمه (س) اندوه و غم وارد گردید که جز خدا هیچ کس اندازه آن را نمی داند »

 

 

 

تا خود را از هر نظر کامل و شایسته ندیدی قضاوت نکن.     (پوشکین)