ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

زندگی نامه امام حسین (ع)

زندگی نامه امام حسین (ع)

نام مبارک : حسین (ع)

لقب معروف : سیدالشهداء

کنیه : اباعبدالله

پدر : امام علی (ع)

مادر  : حضرت فاطمه (س)

زمان ولادت: سوم شعبان المعظم

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : ده سال

زمان شهادت : دهم محرم سال 61 هجری قمری

محل شهادت : کربلای معلی

مرقد شریف : کربلای معلی

  

مراحل زندگى حسين بن على (ع)

حسين بن على (ع) مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از آن حضرت، مدت سى سال در كنار پدرش اميرمومنان (ع) زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ايشان به صورت فعال شركت داشت. پس از شهادت امير مومنان(در سال 40هجرى) مدت ده سال در صحنه سياسى و اجتماعى در كنار برادر بزرگ خود حسن بن على )ع( قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال 50هجرى) به مدت ده سال، در اوج قدرت معاويه بن ابى سفيان، بارها با وى پنجه درافكند و پس از مرگ وى نيز در برابر حكومت پسرش يزيد قيام كرد و در محرم سال 61 هجرى در سرزمين كربلا به شهادت رسيد.

 مبارزات حسين بن على (ع) در دوران قبل از امامت

حسين بن على ع از دوران نوجوانى كه شاهد انحراف دسگاه حكومت اسلامى از مسير اصلى خود بود، از موضعگيريهاى سياسى پدر خود پيروى و حمايت مى‏كرد؛ چنانكه در زمان خلافت عمر بن خطاب، روزى وارد مسجد شد و ديد عمر بر فراز منبر نشسته است، با ديدن اين صحنه به عمر گفت: از منبر پدرم پايين بيا و بالاى منبر پدرت برو!

عمر  گفت: پدرم منبر نداشت! آنگاه او را در كنار خود نشانيد، و پس از آنكه از منبر پايين آمد، ازاو پرسيد: اين سخن را چه كسى به تو ياد داده است؟ او پاسخ داد: هيچ كس!

در جبهه‏هاى نبرد با ناكثين و قاسطين

حسين بن على (ع) در دوران خلافت پدرش، اميرمومنان ع،در صحنه‏هاى مختلف در كنار آن حضرت قرار داشت. او در هر سه جنگى كه در اين دوران براى پدر ارجمندش پيش آمد، شركت فعال داشت.

در جنگ جمل فرماندهى جناح چپ سپاه امير مومنان (ع) به عهده وى بود  و در جنگ صفين، چه از راه سخنرانيهاى پرشور و تشويق ياران على (ع) جهت شركت در جنگ، و چه از رهگذر پيكار با قاسطين، نقشى فعال داشت  در جريان حكميت نيز يكى از شهود اين ماجرا از طرف على (ع) بود.

حسين بن على (ع) پس از شهادت على (ع) در كنار برادر خويش، رهبر و پيشواى وقت، حسن بن على ع قرار گرفت، و هنگام حركت نيروهاى امام مجتبى ع به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه نظامى و پيشروى به سوى سپاه شام حضور داشت، و هنگامى كه معاويه به امام حسن (ع) پيشنهاد صلح كرد، امام حسن، او و عبدالله بن جعفر را فراخواند و درباره اين پيشنهاد، با آن دو به گفتگو پرداخت و بالاخره پس از متاركه جنگ و انعقاد پيمان صلح، همراه برادرش به شهر مدينه بازگشت و همانجا اقامت گزيد.

مبارزات امام حسين (ع) با حكومت معاويه

امام حسين (ع) هیچ گاه در برابر بدعتها و بيدادگريهاى بى شمار معاويه سكوت نمی کرد ، بلكه او در آن شرائط پرخفقان كه كسى جرات اعتراض نداشت، تا آنجا كه در توان داشت، در برابر مظالم معاويه به مبارزه و مخالفت برخاست. در اينجا سه مورد از مبارزات امام حسين (ع) با حكومت معاويه را به عنوان نمونه مورد بررسى قرار مى‏دهيم:

1 - سخنرانيها و نامه‏هاى اعتراض آميز

در دوران ده ساله امامت امام حسين (ع)، كه آن حضرت با معاويه روبرو بود، نامه‏هاى متعددى بين او و معاويه رد و بدل شده است كه نشانه موضعگيرى سخت و انقلابى امام حسين (ع) در برابر معاويه است.

امام بدنبال هر جنايت و اقدام ضد اسلامى معاويه او را بشدت مورد انتقاد و اعتراض قرار مى‏داد. يكى از مهمترين اين موارد، موضوع وليعهدى يزيد بود.

2 - سخنرانى كوبنده و افشاگرانه در كنگره عظيم حج

يك (يا دو سال) پيش از مرگ معاويه كه فشار و تضييقات نسبت به شيعيان از طرف حكومت وى به اوج شدت رسيده بود، امام حسين (ع) به حج مشرف شد و در حالى كه «عبدالله بن عباس» و«عبدالله بن جعفر» آن حضرت را همراهى مى‏كردند، از «صحابه» و «تابعين» و بزرگان آن روز جامعه اسلامى كه به پاكى و صلاح شهرت داشتند، و نيز عموم بنى هاشم خواست كه در چادر او واقع در «منى» اجتماع كنند. بالغ بر هفتصد نفر از تابعين و دويست نفر از صحابه در چادر آن حضرت گرد آمدند. آنگاه امام بپاخاست و سخنانى به اين شرخ ايراد كرد:

«ديديد كه اين مرد زورگو و ستمگر با ما و شيعيان ما چه كرد؟ من در اينجا مطالبى را با شما در ميان مى‏گذارم، اگر درست بود، تصديق، و اگر دروغ بود، تكذيب كنيد. سخنان مرا بشنويد و گفتار مرا بنويسيد؛ وقتى كه به شهرها و ميان قبائل خود برگشتيد، با افراد مورد اعتماد و اطمينان در ميان بگذاريد و آنان را به رهبرى ما دعوت كنيد، زيرا مى‏ترسم اين موضوع (رهبرى امت توسط اهل بيت) به دست فراموشى سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد.»

امام سپس فضيلتها و سوابق درخشان پدرش امير مومنان (ع) و خاندان امامت را برشمرد و بدعتها و جنايتها و اعمال ضد اسلامى معاويه را تشريح كرد و بدين وسيله يك حركت عظيم تبليغى را بر ضد حكومت پليد معاويه پديد آورد و زمينه را براى قيام فراهم ساخت.

«حسن بن على بن شعبه»، از دانشمندان بزرگ قرن چهارم، در كتاب «تحف العقول» خطبه‏اى را از امام حسين (ع)نقل كرده كه محل و تاريخ ايراد آن روشن نيست، ولى قرائن و شواهد و محتواى خطبه نشان مى‏دهد كه اين همان خطبه است كه حضرت در «منى» ايراد نموده است. ما به مناسبت بحث، ترجمه بخشهايى از اين خطبه را در زير مى‏آوريم:

اى رجال مقتدر! شما گروهى هستيد كه به دانش و نيكى و خيرخواهى شهرت يافته‏ايد، در پرتو دين خوا در دلهاى مردم، عظمت و مهابت يافته‏ايد، شرافتمند از شما حساب مى‏برد و ضعيف وناتوان شما راگرامى مى‏دارد، و كسانى كه با شما هم پايه و در جه‏اند بر آنها حق نعمتى نداريد شما را بر خود مقدم مى‏دارند...من بر شما، كه (به سبب سوابق و ايمانتان) برگردن خدا منت مى‏نهيد! مى‏ترسم كه از طرف خدا بر شما عذاب و گرفتارى فرود آيد، زيرا شما به مقام بزرگى رسيده‏ايد كه ديگران دارا نيستند و بر ديگران برترى يافته‏ايد، نيكان و پاكان را احترام نمى‏كنيد، در صورتى كه شما به خاطر خدا در ميان مردم مورد احترام هستيد.

شما به چشم خود مى‏بينيد كه پيمانهاى الهى را مى‏شكنند و با قوانين خدا مخالفت مى‏كنند، ولى بيم و هراسى به خود راه نمى‏دهيد. از نقض عهد و پيمان پدرتان به هراس مى‏افتيد، ولى به اينكه پيمانهاى رسول خدا شكسته يا خوار و بى مقدار گشته است هيچ اهميت نمى‏دهيد. افراد كور و لال و زمينگير در كشور اسلامى بدون سرپرست و مراقبت مانده‏اند و بر آنها رحم نمى‏شود، اما شما در خور موقعيت و منزلت خويش كارى نمى‏كنيد، و با كسى هم كه وظيفه خود را در اين مورد انجام مى‏دهد يارى و همكارى نمى‏كنيد، و با سازش و همكارى و مسامحه با ستمگران، خود را آسوده مى‏داريد. خداوند فرمان جلوگيرى از منكرات و بازداشتن مردم از آنها را داده است، ولى شما از آن غافليد. مصيبت شما عالمان امت از همه بيشتر است، زيرا موقعيت و منزلت عالمان دين مورد تعرض قرار گرفته است، و اى كاش اين را مى‏دانستيد.

زمام امور بايد در دست كسانى باشد كه عالم به احكام خدا و امين بر حلال و حرام او هستند و شما داراى اين مقام بوديد و از دستتان گرفتند، و هنگامى اين مقام را از دست شما گرفتند كه پيرامون حق پراكنده شديد، و با وجود دليل روشن، در سنت پيامبر اختلاف ورزيديد. اگر در راه خدا مشكلات را تحمل كرده در برابر آزارها و فشارها شكيبايى از خود نشان مى‏داديد، زمام امور در قبضه شما قرار مى‏گرفت و همه امور زير نظر شما اداره مى‏شد، ولى شما ستمگران را بر مقدرات خود مسلط ساختيد و امور خدا(حكومت) را به آن‏ها تسليم كرديد تا حلال و حرام را در هم آميزند و در شهوات و هوسرانيهاى خود غوطه خورند. آنان را بر اين مقام مسلط نساخت مگر گريز شما از مرگ و دلبستگيتان به زندگى چند روزه دنيا. شما با اين كوتاهى در انجام وظيفه، ناتوان را زير دست آنها قرار داديد تا گروهى را برده و مقهور خويش، و گروه ديگر را براى زندگى توام با شكست، بيچاره سازند، و به پيروى از اشرار، و در اثر گستاخى در پيشگاه خداوند جبار، در اداره حكومت، به ميل و هواى خود رفتار كنند و دل به رسوايى و هوسرانى بسپارند.

در هر شهرى از شهرها، گوينده‏اى (مزدور را براى تبليغ اهدافشان) برفراز منبر مى‏فرستند، و همه كشور اسلامى در قبضه آنهاست، و دستشان در همه جا باز است و مردم برده آنان و در اختيار آنان هستند، هر ستمى كه بر اين مردم بى پناه كنند، مردم نمى‏توانند از خود دفاع كنند. دسته‏اى از اين قوم، زورگو و معاندند كه بر هر ناتوان و ضعيفى فشار مى‏آورند، و برخى ديگر فرمانروايانى هستند كه به خداى زنده كننده و ميراننده عقيده‏اى ندارند.

شگفتا از اين وضع! و چرا در شگفت نباشم در حالى كه زمين در تصرف فردى ستمگر و دغلكار، و باجگيرى نابكار است كه بر مومنان بى هيچ ترحم و دلسوزى حكمرانى مى‏كند! خدا در كشمكش ميان ما حاكم، و او به حكم خود، بين ما داور است.

پروردگارا! اين حركت ما نه به خاطر رقابت بر سر حكومت و قدرت، و نه به منظور به دست آوردن مال دنياست؛ بلكه به خاطر آن است كه نشانه‏هاى دين تو را به مردم نشان دهيم و اصلاحات را در كشور اسلامى اجرا كنيم تا بندگان ستمديده‏ات از چنگ ظالمان در امان باشند و واجبات و احكام و سنتهاى تو اجرا گردد.

اينك (شما بزرگان امت) اگر مرا يارى نكنيد ستمگران بر شما چيره مى‏گردند و در پى خاموش ساختن نور پيامبرتان مى‏كوشند

3 - ضبط اموال دولتى

در همان ايام كاروانى از يمن كه حامل مقدارى از بيت المال بود، از طريق مدينه، رهسپار دمشق بود. امام حسين (ع)با اطلاع از اين موضوع، آن را ضبط كرد و در ميان مستمندان بنى هاشم و ديگران تقسيم كرد و نامه‏اى بدين شرح به معاويه نوشت: «كاروانى از يمن از اينجا عبور مى‏كرد كه حامل اموال و پارچه‏ها و عطرياتى براى تو بود تا آنها را به خزانه دمشت سرازير كنى و به خويشانت كه تاكنون شكمها و جيبهاى خود را از بيت المال پر كرده‏اند، ببخشى، من نياز به آن اموال داشتم، و آنها را ضبط كردم، والسلام»! معاويه از اين اقدام سخت ناراحت شد و نامه تندى به امام نوشت. 

بى شك اين اقدام امام حسين (ع) يك گام آشكار در جهت نامشروع معرفى نمودن حكومت معاويه و مخالفت صريح با وى به شمار مى‏رفت، و در آن شرائط هيچ كس جز آن حضرت، جرات چنين كارى را نداشت.

 

قيام حسينى

يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند,و براى اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانهاش را تثبيت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصيتهاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند.به همين منظور, نامهاى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .حاكم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود.امام حسين (ع ) چنين فرمود: انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد. آن گاه كه افرادى چون يزيد, (شرابخوار و قمارباز و بيايمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نميكند( بر مسند حكومت اسلامى بنشيند, بايد فاتحه اسلام را خواند.)زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بين ميبرند).

امام حسين (ع ) ميدانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است , اگر درمدينه بماند به قتلش ميرسانند, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدينه به سوى مكه حركت كرد.آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد,در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت , و اين خبر تا به كوفه هم رسيد.كوفيان ازامام حسين (ع ) كه در مكه بسر ميبرد دعوت كردند تا به سوى آنان آيد و زمامدارامورشان باشد.امام (ع ) مسلم بن عقيل , پسر عموى خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزديك ببيند و برايش بنويسد.مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بيسابقهاى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت كردند, و مسلم هم نامهاى به امام حسين (ع ) نگاشت وحركت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبى ميشناخت , و بيوفايى و بيدينيشان را درزمان حكومت پدر و برادر ديده بود و ميدانست به گفتهها و بيعتشان با مسلم نميتوان اعتماد كرد, و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام ميخواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ,بلكه عليه او قيام كرده است .يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.

ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.

 ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بيايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عدهاى از همان كسانى كه براى امام (ع) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع) از راه برسد و به قتلش برسانند.

امام حسين (ع) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم و اين مأ موريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خودو اصحاب و فرزندان و اسيرى خانوادهاش اتمام پذيرد.

نتايج و پيامدهاى قيام عاشورا

قيام و نهضت امام حسين ـ عليه السلام ـ آثار و نتايج بزرگى در جامعهء اسلامى بر جا گذاشت كه ذيلاً برخى از آنها را به عنوان نمونه مورد بررسى قرار مى دهيم

1 - رسوا ساختن هيئت حاكمه

از آنجا كه بنى اميه به حكومت و سلطنت خود رنگ دينى مى دادند و بنام اسلام و جانشينى پيامبر بر جامعهء اسلامى حكومت مى كردند و با شيوه هاى گوناگون (مانند جعل حديث , جذب شعرا و محدثان , تقويت فرقه هاى جبر گرا و...) جهت تثبيت موقعيت دينى خود در جامعه مى كوشيدند, قيام و شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ بزرگترين ضربت را بر پيكر اين حكومت وارد آورد و هيئت حاكمهء وقت را رسوا ساخت ; بويژه آنكه سپاه يزيد در جريان فاجعهء عاشورا يك سلسله حركات نا جوانمردانه همچون بستن آب به روى ياران امام حسين ـ عليه السلام ـ, كشتن كودكان , اسير كردن زنان و كودكان خاندان پيامبر و امثال اينها انجام دادند كه به رسوايى آنان كمك كرد و يزيد بشدت مورد نفرت عمومى قرار گرفت . يزيد با آنكه در آغاز پيروزى خود بسيار شادمان و مغرور بود, در اثر فشار افكار عمومى قافيه را باخته و گناه كشتن حسين بن على ـ عليه السلام ـ را به گردن عبيد الله بن زياد(حاكم كوفه ) افكند.

2 - احياى سنت شهادت

پيامبر اسلام با آوردن آيينى نو كه بر اساس ايمان به خدا استوار بود, سنت شهادت را پى ريزى كرد و به گواهى تاريخ , عامل بسيارى از پيروزيهاى بزرگ مسلمانان , استقبال آنان از شهادت در راه خدا به خاطر پيروزى حق بود. اما پس از در گذشت پيامبر, در اثر انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود, گسترش فتوحات و سرازير شدن غنايم به مركز خلافت و عوامل ديگر, كم كم مسلمانان روحيهء سلحشورى را از دست دادند و به رفاه و آسايش خو گرفتند, به طورى كه هر كس به هر نحوى قدرت را در دست مى گرفت , مردم از ترس از دست دادن زندگى آرام و گرفتار شدن در كشمكشهاى اجتماعى براحتى از او اطاعت مى كردند, و ستمگرانى كه بنام اسلام بر آن مردم حكومت مى كردند, از اين روحيهء آنان استفاده مى كردند و هر چه از عمر حكومت بنى اميه مى گذشت , اين وضع بدتر مى شد تا آنكه در اواخر عمر معاويه و آغاز حكومت يزيد به اوج خود رسيد. در آن زمان شيوخ قبايل و رجال دينى , غالباً مطيع زر و زور بودند و وجدان و شخصيت خود را در برابر مال و ثروت نا چيز دنيا مى فروختند. رهبران دينى و سياسى آن روز, با آنكه از ريشهء پست خانوادگى <عبيد الله بن زياد> كاملاً آگاه بودند, در برابر وى سر تسليم فرود مى آوردند. اين گونه افراد نه تنها در برابر يزيد و ابن زياد, بلكه در برابر زير دستان ستمگر آن دو نيز مثل موم نرم و مطيع بودند, زيرا جاه و مال و نفوذ در اختيار آنها بود و اين عده مى توانستند در سايه تقرب و دوستى با آنها به نام و نان و نوايى برسند.

دستهء ديگرى نيز كه در پستى كمتر از دستهء اول نبود, زاهد نمايان عوامفريب بودند كه رياكارانه تظاهر به زهد و خداشناسى مى كردند تا از طريق ظاهر فريبندهء خويش , لقمهء چربى گير بياورند, ولى همين كه توجه ستمگران وقت را به خود جلب مى كردند, در جرگهء وابستگان به آنان قرار مى گرفتند.

قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ اين وضع را دگرگون ساخت و سنت شهادت را در جامعهء اسلامى زنده كرد. حسين ـ عليه السلام ـ با قيام خود, پرده از روى زندگى آلوده و پست مسلمانان برداشت و راه نوينى پيش پاى آنان گذاشت كه در آن سختى هست , حرمان هست , اما ذلت نيست.

براى آنكه ميزان تاءثير قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ در بيدارى روح حماسه و شهادت در جامعهء اسلامى آن روز روشن گردد, بايد توجه داشت كه جامعهء اسلامى پيش از حادثهء عاشورا(با صرفنظر از اعتراضهاى موضعى و مقطعى چون حركت حجر) بيست سال به سكوت و تسليم گذرانده بود و با آنكه در اين مدت نسبتاً طولانى موجبات قيام فراوان بود, كوچكترين قيام اجتماعى رخ نداده بود.در جنبش مردم كوفه نيز, كه به آمدن مسلم انجاميد, ديديم كه يك تهديد دروغين آمدن لشكر شام چگونه انبوه مردم را از گرد نمايندهء شجاعِ سالار شهيدان ـ عليه السلام ـ پراكنده ساخت .فاجعهء كربلا وجدان دينى جامعه را بيدار كرد و تحول روحى اى به وجود آورد كه شعاع تاءثير آن , جامعهء اسلامى را فرار گرفت , و همين كافى بود كه مردم را به دفاع از حريم شخصيت و شرافت و دين خود وا دارد, روح مبارزه را ـ كه در جامعه به خاموشى گراييده بود ـ شعله اى تازه بخشد, و به دلهاى مرده و پيكرهاى افسرده , حياتى تازه دميده آنها را به جنبش در آورد.

از نخستين جلوه هاى اين تحول , قيام و مخالفت <عبد الله بن عفيف ازدى > در كوفه بود. آنگاه كه پسر زياد نخستين سخنرانى پس از جنگ مبنى بر اعلام پيروزى خود را با دشنام و ناسزا به امام حسين ـ عليه السلام ـ آغاز كرد, با خروش و فرياد اعتراض عبدالله بن عفيف كه مردى نابينا بود  , روبرو گرديد. پسر زياد دستور بازداشت او را صادر كرد. افراد قبيلهء عبدالله او را به منزل رساندند. پسر زياد گروهى از دژخيمان را جهت دستگيرى او فرستاد. عبدالله با شجاعت در برابر يورش آنان مقاومت كرد, ولى سر انجام دستگير شد و به شهادت رسيد. 

3 - قيام و شورش در امت اسلامى

قيام بزرگ و حماسه آفرين امام حسين ـ عليه السلام ـ سر چشمهء نهضتها و قيامهاى متعدد در جامعهء اسلامى گرديد  ، مانند : قيام توابين، قيام مختار و...

گنجشکک،در تمام زمستان

ز اشتیاق

از بس که بهر باغ و بهار انتظار دید

گل های نقش کاشی مسجد را

در نیمه های دی

صبح بهر دید                           (شفیعی کدکنی)