ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

مهارتهای زندگی (مهارت حل مسئله)

مهارتهای زندگی( مهارت حل مسئله)

همه افراددرزندگی با مشکلاتی روبرو می شوند که باید برای آنها راه حل های صحیح ومنطقی بیابند .برخی در برابر

مشکلات ،راه حل های نامناسبی را برمی گزینند. اما باید به خاطر داشت که با اندکی تامل واندیشه می توان از میان

 

دهها راه حل ممکن ،بهترین آنها را انتخاب کرد تا کمترین آسیب را در برابر مشکلات ایجاد شده ،تجربه نمود .اندیشه

 

سطحی و تصمیم گیری های معمولا به حل کارآمد مشکل نمی انجامد چرا که در چنین تفکری مسائل عمیق ومهم ازن

 

ظر دور می مانند .

 

مطالعات نشان داده اند که افرادی که با مهارت حل مسئله آشنا بوده و آنرا در زندگی روزمره شان بکار می بندند

 

،استرس یا فشارروانی کمتری رادر زندگی تجربه می کنند . برخی افراد به اشتباه معتقدند که آنها مهارت های حل

 

مسئله را ندارند اما واقعیت آن است که آنها ازمهارتهای لازم برای حل مسائل برخوردارند فقط کافی است نحوه ی

بکارگیری این مهارت در موقعیتهای واقعی زندگی راتمرین کنند .

آشنایی با مهارت حل مساله

در فرایند حل مساِّ له فرد باید در رویارویی با مشکلی که در حال حاضر ایجادشده است بتواند راه حل های زیادی

اپیدا کند و سپس با تصمیم گیریوبادر نظر گرفتن پیامدهای هر یک از این راه حل ها ، بهترین آنهارابرای رفع مشکل

 

حاضر بکار ببندد. بر این اساس افراد نیازمندند که چگونگی تفکر و نه فقط چرایی آنرا یادبگیرند .

 

بعضی افراد حتی قادر به برطرف کردن مسائل روزمره خودنبوده ودر مقابل کوچکترین مشکلی که برایشان پیش

می آید دچار پریشانی ، دستپاچگی ،آشفتگی و ناراحتی می شوند .

 

مراحل تکنیک حل مسئله

 

تکنیک حل مسئله مستلزم طی مراحل است .شما در مرحله باید به سوال خاصی پاسخ دهید ،به عنوان مثال " تعریف

 

دقیق مشکل چیست ؟ "سعی کنید وقت کافی برای تمرین این مهارت اختصاص دهید وبارها آن را در مورد مشکلات

 

مختلف بکار بگیرید این کار باعث می شود شما آمادگی لازم را برای استفاده از این مهارت در موقعیت های واقعی

 

زندگی کسب نمایید .بهتراست برای پاسخگویی به سوالات هرمرحله از قلم وکاغذ استفاده کنید نوشتن به شما کمک می کند که در صورتموفق نبودن یک راهحل بتوانید به مرحله قبل بازگشته و گزینه منطقی تر دیگری را برگزینید.با دنبال نمودن آنچه که در ذیل به عنوان مراحل حل مسئله آمده ،افراد یاد می گیرند که چگونه برای حل موثر

 

مشکلاتشان گام بردارند تا به نتیجه مطلوبی دست یافته و استرس کمتری را تجربه نمایند .

 

 1- پذیرش موقعیت

 

در وهله اول افرادباید یاد بگیرند که مشکلات خود را پذیرفته و از زیر آنها شانه خالی نکنند .بسیاری از افراد وقتی ب

ا مشکلی روبرو می شوند ممکن است آن را خیلی دشوار وغیر قابل تحمل ببینند وحتی از فکر کردن به آن ناتوان باشند .یک راه موثر برای رویارویی وتفکر راجع به مشکل آن است که افرادتصور کنند آن مشکل متعلق به دوستشان استنه خودشان ،یعنی از دیدگاه فرد دیگری به موضوع بنگرند .بدین ترتیب خودرا از مشکل جدا کرده واسترس موجوددرآن را بهترتحمل میکنند ، لذا بهتر می توانندبه بررسی آن وجستجوی راه حل مناسب بپردازند .

 

2- تعریف مشکل

 ت

ا زمانی که برای فرد روشن نگردد که با چه مشکلی روبرو است نخواهد توانست راه حل مناسبیبرای آن بیابد . برخی نیز علیرغم آزمودن راه حل های بسیار هنوزدر حل مشکل خود ناتوانند ،چوناینان بدونآنکه مشکل پیش آمده را تعریف کنند سریعا در برابر آن واکنش نشان داده واز همین رو ازبسیاری از جنبه های آن غفلت کرده ولذا راه حل های آنان کارآمد نخواهد بود وبا شکست روبرو خواهندشد . افراد معمولا به برداشتی که از مشکل دارند پاسخ می دهند نه به آنچه که واقعا رخ داده است .

برای تعریف مشکل می توانیداین سوالات را ازخودتان و یا افراد دیگری که کاملا در جریان امر قرارداشته و می توانند به شما کمک کنند بپرسید .

 

* چه چیزهایی پیش آمده که باعث شده شما پی ببرید یک مشکل وجوددارد ؟

 

* مشکل کجا ایجادشده؟

 

* چرا ایجاد شده است ؟

 

*چطور ایجاد شده است ؟

 

* چه زمانی رخ داده است ؟

 

* چه کسانی درگیر آن هستند ؟( منظور این نیست که چه کسی باعث ایجادآن شده است )

 

سعی کنید تا حد امکان مشکلتان را در قالب مفاهیم عینی واختصاصی تعریف کنید وازبکار بردنعبارات کلی اجتناب کنید .مثلا "مشکل من ،افت تحصیلی فرزندم است "یک تعریف کلی است ونمی توان راه حل مناسبی برای آن ارائه کرد . اما اگرمشکل اینگونه بیان  گردد که"مشاجرات من و

همسرم باعث شده که نتوانیم مثل سابق به مسائل مربوط به مدرسه فرزندمان بپردازیم واز سوی دیگرنگرانی خود او درمورد احتمال طلاق والدینش باعث شده تا عملکرد تحصیلی اش افت نماید " به سادگیمیتوان به راه حل های احتمالی موجود برای این مسئله دست یافت .

 

3- اولویت بندی مشکلات

 

در صورتی که با چند مشکل مرتبط به هم روبرو شدید باید ببینید که چه مشکلاتی دراین میان اهمییتبیشتری دارند وسریعتر باید مورد بررسی قرار بگیرند .توجه داشته باشید که باید بین ضرورت واهمییت تفاوت قائل شد . مشکلاتی که از اهمییت بیشتری برخوردارند باید بیشتر از مشکلات فورییا ضروری مورد توجه قرار بگیرند .

 

4- بازبینی درک تان از مشکل حاضر

 

امکان دارد که شما مشکل را آنگونه که واقعا هست نبینید ودر ادراک شرایط حاضر دچار خطا شدهباشید . از همین روبهتراست درک تان از مشکلی که پیش آمده را با کمک نظرخواهی از دیگران ومشورت با افراد آگاه ،مورد بازبینی قرار دهید .

 

5- تعیین نقش خودتان در مشکل

 

سعی کنید نقش واقعی خودتان را در ایجادمشکل را درک نمایید  . گاهی افراد به قدری تحت استرسو فشار ناشی از ایجاد مشکل هستند که سریعا شروع به سرزنش و توبیخ اطرافیانشان کرده و هیچمسئولیتی را متوجه خود نمی بینند و گاهی برعکس آنقدر احساس گناه می کنند که مسئولیت دیگران رانادیده گرفته وتمام  تقصیرات را متوجه خودمی بینند .

 

5- بارش فکری راه حلها

 پ

س ازتهیه لیستی از کلیه راه حل ها ، نگاهی به این لیست کرده وراه حل هایی که احمقانه یا غیر ممکنبه نظر می رسند رافورا خط بزنید .بااستفاده از راه حل های باقیمانده در لیست ،پیامدهای کوتاه مدت وبلند مدت هر انتخاب را تصور کنید .کدام راهکارها امکانپذیرند ؟ کدام یک ممکن است عملی تر باشند ؟

 

راه حل های مطلوب را به ترتیب اولویت انتخاب و یادداشت کنید .

 

6- طرحریزی برای اجرای بهترین راه حل

 

مراحل اجرای راه حل را درذهن خود مرورکرده و برای به عمل درآوردن آن بر نامه ریزی کنید .ببینید برای اجرای راه حل انتخاب شده ، به چه چیزی نیاز دارید ودر نظر بگیرید که آیا کارآمد خواهدبود ویا اینکه قابل اجرا هست یا خیر .طرح خود را به عمل درآورید وسپس اثرات اجرای راه حل را  ارزیابی کنید

 .ببینید آیا مشکل شما به طور رضایت بخش حل شده ویا اینکه دیگر اشتغال ذهنی برایشما ایجاد نمیکند یاخیر واگرمشکل حل نشده است اولویت دوم راه حل را انتخاب کرده وسایر مراحلرا پیش بروید .این فرایند راتا حل مشکل ادامه دهید .

 

غمش در نهانخانه ی دل نشيند         به نازي كه ليلي به محمل نشيند

به دنبال محمل چنان زار گريم              كه از گريه ام ناقه در گل نشيند

خلد گر به پا خاري، آسان برآرم      چه سازم به خاري كه در دل نشيند؟

پي ناقه اش رفتم آهسته، ترسم            غباري به دامان محمل نشيند 

مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي     ز بامي كه برخاست، مشكل نشيند 

عجب نيست خندد اگر گل به سروي     كه در اين چمن پاي در گل نشيند 

بنازم به بزم محبت كه آن جا                   گدايي به شاهي مقابل نشيند 

طبيب، از طلب در دو گيتي مياسا       كسي چون ميان دو منزل، نشيند؟