ورود ثبت

ورود به حساب کاربری خود

نام كاربري *
رمز عبور *
من را به خاطر داشته باش

ساخت يك حساب كاربري

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده مورد نیاز است.
نام *
نام كاربري *
رمز عبور *
تكرار رمز عبور *
ايميل *
تكرار ايميل *

قلم مهر

صمیمیت ونفوذ وتاثیرگذاری سریع (19و20)

 

صمیمیت - نفوذ و تاثیرگذاری سریع ( 19و20)

24 - تحلیل ارزشها

 

تحلیل ارزشها یعنی : از ارزشها تعریف درستی ارائه دادن . تعریف کردن ارزشها کار دشواری نیست و شما به راحتی آن را انجام می دهید .

 

آنچه مهم است تناقضهایی است که ممکن است در مفهوم برخی ارزشها احساس کنید .

 

مثلا در تعریف امنیت و ماجراجویی ، عشق و آزادی ، ثروت و معنویت و ..... شخصی که ثروت را داشتن چند ویلای لوکس و مجلل و چند اتومبیل مدل بالا و داشتن سرمایه ای فراوان ، معنی می کند و از طرفی معنویت را داشتن یک زندگی ساده و دوریشانه می داند ، همیشه در جنگ ارزشهای فکری به سر می برد و هیچ وقت آسوده خاطر نیست: زمانی که به کسب ثروت می پردازد ، خود را از معنویت به دور می بیند و زمانی که به زندگی معنوی ! روی می آورد ، خود را ناموفق می پندارد .

 

اما آیا واقعا ثروت و معنویت ، با هم در تناقض هستند ؟

 

حقیقت این است که چنین نیست . مساله ، تنها این است که این شخص ، در تعریف معنویت ، دچار اشکال شده است .

 

همیشه به خاطر داشته باشید که امکان ندارد یک نفر دو ارزش متضاد را در لیست نظام ارزشی خود داشته باشد . اگر تضادی حس می شود حتما از تحلیل نادرست ارزشهاست .

 

مثلا همین شخص را در نظر بگیرید . اگر او معنویت را به مفهوم درست آن که انجام هر کار برای رضای خدا و جهت تقرب به اوست . معنی می کرد ؛ دیگر دچار مشکل نمی شد .

 

در این صورت او هم در جهت کسب ثروت ، تلاش می کرد تا احساس موفقیت کند و هم از ثروت خود در جهتی معنوی استفاده می کرد و مثلا مدرسه یا بیمارستان می ساخت یا به فقرا کمک می کرد .

 

زندگی ساده و درویشانه ، تعریف معنویت نیست . چه بسا که انسان در عین زندگی ساده و درویش وار ، از معنویت به دور باشد .

 

عشق و آزادی هم دو ارزشی هستند که در وهله اول ، به نظر متضاد می آیند . اگر ما عشق را تعهد و پایبندی و وابستگی و مسئولیت پذیری معنی کنیم و در مقابل آزادی را رهایی از هر قید و بند و مسئولیت ؛ همیشه در تعارض خواهیم بود .

 

وقتی با عشق زندگی می کنید خود را آزاد نمی یابید و وقتی آزادانه زندگی می کنید جای عشق را در زندگی خود خالی می بینید .

 

اینجا هم تضادی واقعی وجود ندارد . این تحلیل نادرست ماست که عشق و آزادی را با هم در گیر می سازد .آزادی یعنی استقلال شخصیت و عدم وابستگی و رهایی ، نه بی قید و بند بودن و مسئولیت نپذیرفتن .

 

عشق هم یعنی احساس تعهد و مسؤولیت و پایبندی ، نه وابستگی .

 

بنابراین عشق و آزادی هیچ تناقضی با هم ندارند . حتی می توان گفت خود دوست داشتن و متعهد بودن ، نوعی شوق رهایی در انسان به وجود می آورد که همان آزادی است .

 

در مورد هر تناقضی که فکر کنید ؛ وضع به همین منوال است . پس حالا ، ارزشهایی را که سلسله بندی کرده بودید ؛ در نظر بگیرید . محتوایی را که از هر ارزش در نظر دارید ، جلوی آن بنویسید .

 

اگر تناقضی حس می کنید ؛ بیشتر فکر کنید و تناقض را از بین ببرید .

 

کارت نظام ارزشی :

 

حالا شما کاملا به ارزشهای فکری خود واقف شده اید و تحلیل هر ارزش را هم می دانید و نیز می دانید که ترتیب این ارزشها در نظام اعتقادی شما چگونه است .

 

اکنون بیایید ارزشهایتان را به ترتیب و با توضیحی مختصر درباره هر یک ، روی یک کارت نظام ارزشی بنویسید . این کارت را همیشه همراه داشته باشید و هر چند ساعت یکبار یا هر شب ، اعمال خود را بررسی کنید که چقدر مطابق با نظام ارزشی شما بوده است . مدتی که این کار را انجام دهید نظم فکری شما در عمل هم نمود پیدا می کند و شما ناخودآگاه و از روی عادت ، به نظام ارزشی خود عمل می کنید .

 

25 - چگونه به ارزشهای فکری دیگران پی ببریم ؟

 

گفتم که برای تعیین حد صمیمیت ، باید بر طبق هماهنگی ارزشهای فکری عمل کرد . شما اکنون ارزشهای فکری خود را شناخته اید اما برای تعیین میزان هماهنگی ارزشی ، باید بتوانید ارزشهای فکری دیگران را هم کشف کنید. این کار ، به ویژه هنگام تصمیم گیری در برقراری ارتباطات گسترده ، مثل ازدواج ، بیشتر شایان اهمیت است .

 

پی بردن به ارزشهای فکری دیگران کار دشواری نیست به شرط آنکه این نکات را کاملا رعایت کنید :

 

الف - مستقیما از کسی نخواهید ارزشهایش را برای شما بگوید یا بنویسد :

 

چه بسا که افراد ، به دلایل مختلف ، واقعیت را نگویند و یا اینکه اصلا خودشان خود را خوب نشناخته باشند . ضمنا این درخواست ، احساس بدی را در مخاطب شما ایجاد می کند . او احساس می کند که تحت تسلط شماست و هیچ کس دوست ندارد تحت تسلط کسی باشد . این درخواست ، ضد برقراری ارتباط است و اگر شما بخواهید ارتباط صمیمانه برقرار کنید که دیگر بدتر 

 

ب - در وهله اول ، به رفتار شخص توجه کنید :

 

رفتار اجتماعی ، نوع برقراری ارتباط با دیگران ، شغل و حتی راه رفتن و لباس پوشیدن ما ، همه و همه ارزشهای فکری ما را نمایان می کنند .

 

وقتی شما یک فرد سیگاری را می بینید ، بلافاصله پی می برید که سلامتی و همچنین ارزش گذاشتن برای دیگران ، در نظام ارزشی او نیست چرا که سیگار کشیدن ، هم سلامت او را به خطر می اندازد و هم سلامت افرادی را که پیرامون او هستند از جمله شما .

 

اگر شما نسبت به اطراف خود دقیق باشید ، انعکاس نظام ارزشی افراد را در رفتار آنها ، کاملا مشاهده می کنید . البته من قبلا اشاره کردم که گاه ممکن است شما براساس برخی از ارزشهایتان عمل نکنید . که بعد ، دچار احساس گناه می شوید ؛ اما آنچه در شناسایی ارزشهای دیگران برای شما اهمیت دارد ؛ همان عمل و رفتار شخص است .

 

آن ارزشهای فکری که به گوشه ای از ذهن پرتاب شده اند و غبار گرفته اند ؛ بی فایده اند .

 

باید به ارزشها پایبند بود و عمل کرد . گذشته از این ، ارزشها که بر خلاف آنها رفتار شود ، واقعا برای شخص ارزشمند نیستند و یا در حال رنگ باختن هستند .

 

ج - در درجه دوم ، به خانواده شخص نگاه کنید :

 

در آغاز زندگی ، یعنی بلافاصله پس از تولد ، شما اولین رابطه خود را با دنیای خارج برقرار می کنید این اولین رابطه، ارتباط با والدین است .

 

تاثیرپذیری شما از والدین در دوران کودکی ، بسیار بسیار زیاد است . به همین دلیل ، یکی از عوامل مهم و اصلی و موثر در شکل گیری نظام ارزشی شما ، همانها هستند و غالبا شما آیینه ارزشهای فکری والدینتان هستید .

 

رفتار اشخاص ، گاه ممکن است متظاهرانه باشد . از این رو یک روش عالی برای شناختن افراد ، توجه به رفتار خانواده آنهاست .

 

پسری به خواستگاری می رود و برای رسیدن به دختر مورد نظرش ، در مورد خود ، دروغ می گوید یعنی ارزش راستگویی را زیر پا می گذارد و بعد هم به شدت احساس گناه می کند .

 

اما خانواده این پسر که در شرایط احساسی قرار نگرفته اند ؛ ارزشها را پس و پیش نمی کنند و طور دیگری عمل می نماییند . این یک واقعیت است که خانواده هر کس ، تا حد زیادی ، آیینه ارزشهای فکری اوست .

 

در احادیث و روایات اسلامی ، خانواده به عنوان یکی از ملاکهای بسیار معتبر برای ازدواج ، معرفی شده است و فراوان تاکید شده که : برای ازدواج ، به اصالت خانوادگی افراد ، توجه نمایید .

 

یکی از اشتباههای فاحش نسل جوان این است که می گوید : « من می خواهم با خودش ازدواج کنم ، نه با خانواده اش . آنها هر طور که می خواهند باشند من کاری به آنها ندارم . »

 

این اعتقاد ، اگر چه در ظاهر درست به نظر می رسد ؛ اما درست نیست . شما به مشکلات پس از ازدواج بسیاری از صاحبان این عقیده نگاه کنید و ببینید این مشکلات در کجا ریشه دارند ؟

 

اگر چه یک شخص می تواند با پذیرش ارزشهای فکری برتر ، نسبت به خانواده اش رشد فکری بیشتری پیدا کند و نظام ارزشی بهتری داشته باشد ؛ اما نمی توان نقش مهم اصالت خانوادگی را نادیده گرفت چرا که خانواده نشان می دهد خمیر مایه هر کس ، چگونه شکل گرفته است .

 

البته ، اعتقاد غلط تر ، آن است که شما به دنبال کسانی باشید که خانواده های عالی دارند . این روش گرچه گهگاه رشد شما را سبب می شود ؛ همیشه درست نیست . شما باید با کسانی ارتباط صمیمانه برقرار کنید که ارزشهای خانوادگی آنها ، با ارزشهای کلی خانواده شما هماهنگ است .

 

د - به دوستان شخص توجه کنید :

 

ما مجموعه دوستان خود هستیم . اگر چه پنج دوست صمیمی داشته باشید هر یک از این پنج دوست ، گوشه ای از ارزشها ، عقاید و اندیشه های شما را تاکید می کنند و بروز می دهند . دوستان هر کس ، معمولا آیینه و بازتاب بخشی از اندیشه های او هستند .

 

از این رو ، برای پی بردن به نظام ارزشی هر شخص ، باید ببینید که با چه کسانی مراوده دارد ؟ با چه اشخاصی رفت و آمد می کند ؟ با چه کسانی بیشتر در ارتباط است ؟ حتی اگر رفتار شخص در برخورد با شما متظاهرانه باشد ؛ دوستان او در هر حال خودشان هستند و رفتار فریبکارانه ندارند و ملاک خوبی برای سنجش آن شخص هستند چرا که اطرافیان ما همان اندیشه های ما هستند که در شکل انسان متجلی شده اند .

 

نگویید : « او خودش ، آدم خوبی است ، دوستانش بد هستند » یقین بدانید که بین بد و خوب دوستی برقرار نمی گردد . اگر دوستان او به نظر شما بد هستند ؛ خودش هم بد است .

 

خلاصه آنکه تصویر روشن و واضح ارزشهای هر کس ، در آیینه رفتارها و ارتباطهای آن شخص ، قابل دیدن است .

 

برای پی بردن به ارزشهای فکری دیگران باید به این مسایل توجه کرد و همچنین با آنها ارتباط برقرار نمود . در برقراری ارتباط به شکل محدود می توان از همه روشهایی که در صمیمیت گفتم ، استفاده کنید و در جریان ارتباط ، به ارزشهای فکری طرف مقابل خود پی ببرید .

 

روابط ماباید براساس هماهنگی ارزشهای فکریمان باشد . بنابراین اکنون شما باید در روابط خود تجدید نظر کنید . یادتان باشد در زندگی شما هرگز تغییرات سریع و پایدار و وسیع به وجود نمی آید مگر آنکه روابط خود را تغییر دهید .

 

 

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند                      زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند

ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب                            وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند

سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست               جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند

یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد                             تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست                       خانه من با خیابان ها چه فرقی می کند

مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام                     ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند

فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت                              بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند

فاضل نظری